با ارزش‌ترین برندهای جهان در سال ۲۰۲۰ کدامند؟ شش برند از ۱۰ برند با ارزش جهان در آمریکا قرار دارند.

 

با ارزش‌ترین برندهای جهان در سال ۲۰۲۰ کدامند؟

 

با ارزش‌ترین برندهای جهان کدامند؟

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شش برند از ۱۰ برند با ارزش جهان در آمریکا قرار دارند.

موسسه برند فاینانس امسال نیز به مانند سال های قبل اقدام به انتشار گزارش رتبه‌بندی برندهای جهانی کرد که بر این اساس، آمازون موفق شد با ارزش ترین برند در جهان لقب گیرد.

در ادامه با ۱۰ برند با ارزش در جهان اشنا می‌شوید:

۱-آمازون

زمینه فعالیت: خرده فروشی آنلاین

ارزش برند در سال ۲۰۲۰: ۲۲۰ میلیارد دلار

تغییر ارزش برند نسبت به سال قبل: ۱۷.۵ درصد افزایش

مقر اصلی: آمریکا

۲- گوگل

زمینه فعالیت: فناوری

ارزش برند در سال ۲۰۲۰: ۱۶۰ میلیارد دلار

تغییر ارزش برند نسبت به سال قبل: ۱۱.۹ درصد افزایش

مقر اصلی: آمریکا

۳- اپل

زمینه فعالیت: فناوری

ارزش برند در سال ۲۰۲۰: ۱۴۰ میلیارد دلار

تغییر ارزش برند نسبت به سال قبل: ۸.۵ درصد کاهش

مقر اصلی: آمریکا

۴- مایکروسافت

زمینه فعالیت: فناوری

ارزش برند در سال ۲۰۲۰: ۱۱۷ میلیارد دلار

تغییر ارزش برند نسبت به سال قبل: ۲.۱ درصد کاهش

مقر اصلی: آمریکا

۵- سامسونگ

زمینه فعالیت: فناوری

ارزش برند در سال ۲۰۲۰: ۹۴ میلیارد دلار

تغییر ارزش برند نسبت به سال قبل: ۳.۵ درصد افزایش

مقر اصلی: کره جنوبی

۶- آی سی بی سی

زمینه فعالیت: بانکی

ارزش برند در سال ۲۰۲۰: ۸۰ میلیارد دلار

تغییر ارزش برند نسبت به سال قبل: ۱.۲ درصد افزایش

مقر اصلی: چین

۷- فیس بوک

زمینه فعالیت: شبکه های اجتماعی

ارزش برند در سال ۲۰۲۰: ۷۹ میلیارد دلار

تغییر ارزش برند نسبت به سال قبل: ۴.۱ درصد کاهش

مقر اصلی: آمریکا

۸- والمارت

زمینه فعالیت: فروشگاه زنجیره ای

ارزش برند در سال ۲۰۲۰: ۷۷ میلیارد دلار

تغییر ارزش برند نسبت به سال قبل: ۱۴.۲ درصد افزایش

مقر اصلی: آمریکا

۹- پینگ آن

زمینه فعالیت: بیمه

ارزش برند در سال ۲۰۲۰: ۶۹ میلیارد دلار

تغییر ارزش برند نسبت به سال قبل: ۱۹.۸ درصد افزایش

مقر اصلی: چین

۱۰- هوآوی

زمینه فعالیت: فناوری

ارزش برند در سال ۲۰۲۰: ۶۵ میلیارد دلار

تغییر ارزش برند نسبت به سال قبل: ۴.۵ درصد افزایش

مقر اصلی: چین

Ref: www.Iranjib.ir

در دوره ۶۰ ساعته #حرفه ای #مدیریت_بازاریابی بهمراه کارگاههای عملیاتی. با ما همراه شوید.

در دوره ۶۰ ساعته #حرفه ای #مدیریت_بازاریابی بهمراه کارگاههای عملیاتی. با ما همراه شوید.  از اینکه ما را به دوستان خود معرفی می کنید سپاسگزاریم.  شروع دوره: ۱۹ اردیبهشت ۹۷.  برای اطلاعات بیشتر و ثبت نام لطفا با ما تماس بگیرید. تلفن: ۲۲۹۱۱۵۶۳-۰۲۱ ، ۰۹۱۲۳۳۴۷۲۱۵

در دوره ۶۰ ساعته #حرفه ای#مدیریت_بازاریابی بهمراه کارگاههای عملیاتی. با ما همراه شوید. 
از اینکه ما را به دوستان خود معرفی می کنید سپاسگزاریم. 
شروع دوره: ۱۹ اردیبهشت ۹۷. 
برای اطلاعات بیشتر و ثبت نام لطفا با ما تماس بگیرید. تلفن: ۲۲۹۱۱۵۶۳-۰۲۱ ، ۰۹۱۲۳۳۴۷۲۱۵

۱۰ توصیه خلاقانه برای بسته بندی محصولات

۱۰ توصیه خلاقانه برای بسته بندی محصولات

هر وقت به سوپرمارکت، پاساژ‌، بازار یا هر جایی بروید که چیزی در آن فروخته می‌شود همیشه محصولات را در یک جعبه، بسته یا چیزی شبیه به اینها می‌بینید. بسته بندی محصولات در اندازه‌ها، شکل و رنگ‌های متنوع انجام می‌شود. غالبا افراد بسته‌بندی را مرتبط با حفاظت، نگهداری و انتقال آسان اجناس می‌دانند. اما نقش بسته‌بندی فراتر از اینهاست و می‌تواند در فروش و معرفی محصول نقش اساسی بازی کند؛ رضایت یا عدم رضایت خریداران را در پی داشته باشد یا حتی مانع سالم رسیدن آن به دست مصرف‌کننده شود. در این نوشته قصد داریم به برخی نکات مهم و اولیه‌ برای طراحیِ بسته بندی محصولات اشاره کنیم تا به کمک آنها بسته‌هایی عالی خلق کنید.

 ویکی‌پدیا بسته‌بندی را دانش، هنر و تکنولوژیِ محصور کردن یا محافظت از محصول برای پخش، ذخیره و استفاده از آن معرفی می‌کند. بسته‌بندی همچنین به فرایند طراحی، ارزشیابی و ساخت بسته‌ها اشاره دارد و می‌توان آن را سیستمی هماهنگ دانست که محصولات را برای انتقال، انبارداری، تدارکات، فروش و نهایتا استفاده‌ آماده می‌کند. علاوه بر این بسته‌بندی درباره‌ی اینکه محصول به صورت کلی چیست اطلاعاتی را در اختیار مصرف‌کننده می‌گذارد. حتی وقتی کسی از محصولِ درون بسته بی‌اطلاع باشد کل یک بسته‌بندی می‌تواند به فرد بگویید با چه محصولی رو‌به‌روست. در مورد محصولاتی که خریدار از قبل با آنها آشناست بسته‌بندی به فرد کمک می‌کند در یک فروشگاه شلوغ به راحتی محصول محبوب خود را پیدا کند. نکاتی که برای خلق بسته‌بندی‌های عالی به آن نیاز خواهید داشت عبارتند از:

۱. خلاق و منحصر به فرد باشید

بسته بندی محصولات - بسته بندی خلاقانه ی شیرینی با شمایل فر گازی

اگر می‌خواهید عده‌ی زیادی مشتری محصول‌تان شوند می‌توانید با خلق یک بسته‌بندی خلاقانه کار را آغاز کنید. بعضی محصولات چیزهایی مثل مارپیچ و جدول‌ برای حل‌ کردن دارند که مشتریان را تشویق می‌کنند آنها را بخرند. برخی محصولات تکه‌های قابل جمع کردن دارند که با آنها می‌توانید کلکسیون خاصی مثلا کارت، عروسک یا چیزهای دیگری را جمع‌آوری کنید. شما همچنین می‌توانید برای بسته بندی محصولات از اَشکال مختلف استفاده کنید.

۲. رنگ و قلمِ مناسبی برای متن انتخاب کنید

رنگی را انتخاب کنید که با محصول متناسب باشد. علاوه بر این مطمئن شوید برای نوشته‌ها از ترکیب و کنتراست درست استفاده کنید. نوشته‌ها باید واضح و قابل خواندن باشند. از رنگ نارنجی در زمینه‌ی قرمز استفاده نکنید زیرا ترکیب این دو رنگ خوانایی را مشکل می‌کند. برای نوشته‌ها قلمی را انتخاب کنید که به بهترین وجه محصول را نمایش بدهد. از قلمهای فانتزی (fancy fonts) استفاده نکنید زیرا خواندن آنها می‌تواند مشکل باشد. پس مطمئن شوید نوشته‌های روی بسته‌ بندی محصولات خوانا و واضح هستند.

 

۳. خواندن برچسب‌ها باید راحت باشد

برچسب محصول باید خوانا و واضح باشد

برچسب محصول باید خوانا و واضح باشد. بیشتر مشتریان اطلاعات مربوط به محصول را که روی بسته درج می‌شود می‌خوانند تا بدانند چه می‌خرند و اینکه آیا این همان محصول مناسب آنهاست یا نه. نوع قلم و سایز انتخابی برای نوشته‌های روی برچسبِ محصول باید به آسانی خوانده شود. گاهی برچسب در بسته‌ بندی محصولات آن‌قدر ریز نوشته شده که خواندنش را برای مشتری سخت می‌کند. این اشتباه را مرتکب نشوید. افراد حتما برای داشتن یک انتخاب هوشمندانه پیش از خرید این بخش را می‌خوانند. برخی مصرف‌کنندگان حتی اقلام مختلف را با هم مقایسه می‌کنند. پس اگر بسته‌بندی محصول شما خواناتر باشد و ویژگی‌های محصول نیز نظر خریداران را جلب کند آنها به سراغ محصول دیگری نمی‌روند و همان را می‌خرند. خریداران برای خواندن برچسب تمام محصولات وقت ندارند به خصوص آنهایی که ریز چاپ شده باشند.

 

۴. از تصاویر استفاده کنید

می‌توانید از تصاویر در طراحی بسته بندی محصولات استفاده کنید. این تصویر می‌تواند کاریکاتور، عکسی از محصول، عکسی از یک مدل یا هر چیز دیگری باشد که با محصول در تناسب است. فقط دقت داشته باشید که تصاویر باید رزولوشن بالا داشته باشند و در ابعاد بزرگ و کوچک خوب به نظر برسند. علاوه بر این عکس انتخابی باید با محصول درونِ بسته‌بندی هماهنگ باشد تا از سردرگمی خریدار جلوگیری شود.

۵. بسته بندی محصولات باید با محصول مرتبط باشند

بسته بندی محصولات - بسته بندی مرتبط با ساندویچ هات داگ

تصویر، قلم، رنگ، طرح و شکلِ بسته بندی محصولات باید متناسب با نوعِ محصولِ درونِ آن باشند. اگر می‌خواهید جعبه‌ی ساندویچ هات‌داگ طراحی ‌کنید تصویر سگ (داگ به زبان انگلیسی) را فراموش کنید. با این کار مصرف‌کننده را گمراه می‌کنید و آنها تمایل‌شان را به خرید از دست می‌دهند زیرا ممکن است فکر کنند این ساندویچ غذای سگ است یا اینکه از گوشت سگ تهیه شده است! پس به این موارد دقت کنید.

۶. از زبان مناسب استفاده کنید

از زبانی استفاده کنید که به محصول‌تان بیاید. مصرف‌کنندگان افرادی باسواد و مطلع هستند. وقتی دارید به هارد‌درایو یا فِلَش اشاره می‌کنید نگویید «لذیذ»! باید مراقب زبانی باشید که با آن با مشتری ارتباط برقرار می‌کنید. همچنین مراقب غلط‌های دستور زبان و املا در نوشته‌های درج شده روی بسته‌بندی باشید. بیشتر بسته‌بندی‌هایی که چنین غلط‌هایی در آنها یافت می‌شود متعلق به منابعی هستند که کیفیت پایینی دارند. پس مراقب این غلط‌ها باشید. اگر از دستور زبان و املای صحیح بهره ببرید اعتماد و اطمینان مشتری را به دست می‌آورید.

۷. بسته بندی محصولات را با کاربری آسان طراحی کنید

بسته بندی محصولات - بسته بندی گل قابل حمل

از کاربرد آسان و راه‌دست بودن طراحی بسته‌بندی مطمئن شوید. یادتان باشد اغلب مصرف‌کنندگان پرمشغله هستند پس سعی کنید زندگی‌شان را کمی آسان کنید. بسته‌ای را طراحی نکنید که آن‌قدر بزرگ باشد که به سختی بتوان آن را حمل کرد. هر چه بسته‌بندی جمع‌وجورتر باشد افرادِ بیشتری آن را به محصولات حجیم ترجیح خواهند داد. بهتر است یک بسته‌بندی ساده‌شده طراحی کنید.

۸. بسته‌بندی نباید به نظر ناخنک‌زده برسد

بسته بندی محصولات - بسته بندی مهر و موم شده صابون

امنیت محصول اهمیت شایان توجهی دارد. بسته بندی محصولات همیشه باید به صورت مهروموم‌شده باشد، زیرا مصرف‌کننده اگر با بسته‌ی باز شده یا دست‌کاری شده مواجه شود آن را نمی‌خرد. طراحی بسته‌بندی باید به گونه‌ای باشد که بتواند امنیت محصول را تضمین کند. اگر بسته‌‌ بندی محصولات دست‌کاری‌شده به نظر برسد برای فروش آنها با مشکل مواجه خواهید شد. بنابراین برای اجتناب از این مشکل بزرگ در طراحی‌ خود دو مسئله‌ی مهروموم شدن و محافظت از محصول را مد نظر قرار دهید.

۹. باز کردن بسته‌ بندی محصولات باید آسان باشد

حتی وقتی قرار است بسته‌ای طراحی کنید که محصول شما را محافظت‌شده و دست‌نخورده حفظ کند، هنوز لازم است مصرف‌کننده برای باز کردن آن هنگام مصرف به زحمت نیفتد. مردم مشغولیت‌های خودشان را دارند و نمی‌خواهند زمان زیادی صرف پیدا کردن راهِ باز کردن بسته‌بندی محصول شما بکنند. برای نحوه‌ی بازکردن یا استفاده از بسته‌بندی راهنما یا دستورالعملی روی آن بگذارید. حتی وقتی روش کار ساده است نیز از ارائه‌ی این راهنمایی‌ها برای کمک به مصرف‌کنندگان غافل نشوید.

 

۱۰. سادگی را در بسته بندی محصولات از یاد نبرید

بسته بندی محصولات - بسته بندی ساده آدامس

بسته بندی محصولات باید ساده و در عین حال گیرا باشد. همچنین استفاده‌ی آسانِ کودکان و بزرگسالان، هردو، باید در طراحی بسته‌بندی مورد توجه قرار بگیرد. حمل‌و‌نقل و جابه‌جایی آن آسان باشد. از رنگ‌های متنوع در آن استفاده شده باشد تا محصول دیده شود. 

به یاد داشته باشید یک طراحی ساده‌ با برچسب و محتوای درست، اثرگذاری بیشتری نسبت به یک طراحی شلوغ دارد.

از آنجا که بسته‌‌بندی برای فروش اهمیت دارد طراحان باید به موارد مطرح شده در این نوشته توجه کنند تا یک طراحی مؤثر و کارا داشته باشند. اگر شما طراح هستید در مراحل طراحی بسته‌بندی‌ها باید با مشتری‌تان به خوبی هماهنگ شوید و طرح مناسب محصول و مطابق میل سفارش‌دهنده را بیافرینید.


منبع: سایت www.chetor.com

شعارهای تبلیغاتی برندهای موفق

 شعارهای تبلیغاتی برندهای موفق

 

شعار تبلیغاتی هسته اصلی و زیر بنای برند است. شعارهای بسیاری، از شرکت‌های مختلف شنیده می‌شود؛ اما بهترین شعارهای تبلیغاتی آنهایی هستند که به هسته اصلی برند اشاره دارند. در این مقاله برترین شعارهای تبلیغاتی را جمع آوری کردیم.به نظر شما برترین شعار تبلیغاتی چگونه ارزیابی می‌شود؟ چه چیزی شعار تبلیغاتی را خوب، متوسط و حتی ضعیف نشان می‌دهد؟ برترین شعارهای تبلیغاتی به درستی می‌توانند به بیان اینکه آن برند چیست، بپردازند و در بازه زمانی کوتاهی به ذهن مشتری بنشیند. در ادامه به معرفی شعارهای برتر تبلیغاتی از برندهای مدرن پرداخته میشود:

فولکس واگن: کوچک فکر کنید. 
پورشه: جایگزینی نیست.
 
 آستون مارتین: قدرت، زیبایی و روح.
 فورچن: برای افرادی که تغییر را رقم خواهند زد.
 ریبوک: من همانی هستم که هستم.
 
آدیداس: غیر‌ممکن وجود ندارد.
 مارکس اند اسپنسر: حق همیشه و کاملا با مشتری است.
نایک: فقط انجامش بده!
 
  سونی: باورش کن.
 ‌آی مکس: بزرگ فکر کن.
آی‌بی‌ام: راه‌حلی برای سیاره هوشمند.
 
دوپونت: معجزه دانش.
 انرگایزر: به مسیرت ادامه بده، ادامه بده، ادامه بده ...
کداک: لحظاتت را به اشتراک بگذار، زندگی ات را به اشتراک بگذار.
 
 پلی‌استیشن: در دنیای خود زندگی کنید، در دنیای  ما بازی کنید. 
 کانن: آن چیزی را که ما اعتقاد داریم ببینید.
دیزنی لند: شادترین نقطه روی زمین.
 
فدکس: وقتی که هیچ فردایی نیست. 
 مک دونالد: من عاشقشم!
 
آژاکس: قوی‌تر از کثیفی.
کوکاکولا: درب قوطی را باز کن تا سرحال شوی.
 
تگ هیور: موفقیت، یک بازی ذهنی است. 
 ام اند ام: در دهانتان آب می‌شود، نه در دستانتان.
 
 المپوس: دید شما آینده شماست.
لیوایز: کیفیت هرگز از مد نمی‌افتد.
 
 یلو پیج: به انگشتانتان اجازه بدهید، راه بروند.
صلیب سرخ: بزرگ‌ترین تراژدی بی تفاوتی است.
 
وال مارت: پول بیشتری ذخیره کنید، زندگی بهتری داشته باشید.

منبع: دنیای اقتصاد

رفتار شهروندی برند و و نقش انتخاب صحیح کارکنان بر ساخت و موفقیت برند

نقش انتخاب صحیح کارکنان در موفقیت برندسازی درون سازمانی

اینها جملات تکراری است که از زبان مدیران و مسئولان شرکت‌های کوچک و بزرگ شنیده می‌شود. وقتی قرار است الگویی نهادی و درونی برای سازمان آنها تنظیم شود، نوک پیکان به سمت کارکنان و تطابق آنها با ارزش‌های برند است.

«خوب ما که سال‌های سال است کارکنان مختلفی را براساس نیاز استخدام کرده‌ایم، شما می‌گویید باید کارمندها با شخصیت و روح برند سازگاری داشته باشند. ما که نمی‌توانیم اینها را تغییر دهیم! تغییر نگرش و رفتارهای هر کس هم که کار ساده‌ای نیست. پس چکار کنیم تا برنامه موفقی داشته باشیم و برندسازی ما از درون به بیرون باشد؟

تازه داستان پیچیده‌تر هم شده، شما می‌خواهید توی این به هم ریختگی‌ها و شلوغی‌ها، کارمند جدید و مطابق با برند استخدام کنید؟ کارمندی که با برند تطابق داشته باشد اما سازمان هنوز با برند یکپارچه نشده است به چه درد ما می‌خورد. این نیروی جدید هم خراب و بی‌فایده خواهد شد.»

به جای جواب دادن به این سؤالات شاید بد نباشد کمی به مبانی این موضوع بپردازم. برای برندسازی تعاریف و مطالب بسیاری منتشر شده است. طبیعتا موضوع برندسازی داخلی یا برندسازی درون سازمانی هم چیز ساده و قابل تعریفی به نظر می‌رسد.

تفاوت برندسازی (آنچه در بازار به‌عنوان ایجاد تصویر ذهنی در مشتری با استفاده از ابزارهای مختلف است) و برندسازی داخلی (که تمرکز آن روی کارکنان به‌عنوان مشتریان اولیه سازمان است که آنها به‌عنوان سرویس‌دهنده به مشتریان ثانویه یا خریداران هستند) مثل تفاوت بین یک الگوی گام به گام منظم و قابل تعریف با یک الگوی قابل تصور اما بسیار پیچیده و وابسته به متغیرهای ناشناخته است.

برندسازی درون‌سازمانی به واسطه تمرکزی که روی انسان‌ها و احساس و رفتار آنها دارد بسیار بسیار مبهم است. هر مدل و دستورالعملی را نمی‌توان برگ برنده دانست، چرا که داستان واقعی در میدان انسان‌هایی است که بسیار متفاوت و پیچیده هستند.

کارمندان به‌عنوان سفیران برند

اما تلاش‌های زیادی شده که برند داخل سازمانی را تعریف یا حداقل از حالت ابهام خارج کنند. بنابراین یک سلسله رفتارها و نگرش‌های مثبت و فراتر از انتظار را به‌عنوان رفتار شهروندی برند تعریف کرده‌اند که هر فردی که در سازمان به این خصوصیات دست پیدا کرد، می‌تواند نماینده و سفیر برند باشد. این سفیران یا نماینده‌ها وقتی ارزش‌های برند را درک کرده باشند و به آن متعهد شده باشند ضمانت برند سازمان از درون خواهند بود.

تولید و بازتولید کارکنانی با رفتارهای شهروندی برند می‌تواند یک رویکرد رفتاری به برندسازی درون سازمانی باشد. هر چند برندسازی درون‌سازمانی یک رویکرد جامع مدیریتی نیاز دارد. اما در مورد رفتار شهروندی برند حرف‌های زیادی وجود دارد ولی متغیرهای زیادتری در این بین مطرح است.

به طور مثال داشتن گذشت و حمایت‌گری، تمایل به کسب آگاهی و دانش مرتبط با کار و حرفه (اینجا نوعی گرایش و هیجان فردی به آموزش مدنظر است)، در تماس و در ارتباط بودن با مسئولان شرکت و دریافت برنامه‌ها و اهداف هسته‌ای سازمان و مشارکت و درگیر شدن با کل فرآیند کاری به شکلی همه‌جانبه و دلسوزانه.

همیشه این سؤال مطرح است که برای ایجاد این رفتارهای شهروندی و مطلوب چه روش و رویکردی لازم است. به استناد مطالعات متعدد یکی از مهم‌ترین بخش‌های چرخه برندسازی داخلی، موضوع انتخاب و استخدام است؛ موضوعی که از دیدگاه محققان تطابق بین فرد و سازمان عنوان شده است. در اینجا منظور از تطبیق چند چیز است، یکی تطابق کارمندان با خصوصیات شغلی که قرار است در آن مدت زیادی زندگی کنند.

دیگری، تطابق کارمند جدید با محیط و اتمسفر کارکنان موجود واحد و سازمان استخدام‌کننده و در نهایت تطابق بین اهداف و ذهنیت‌های فردی با روح و ذات برند. اینجاست که چالش‌های زیادی مطرح است. ابتدا روان‌شناسی شغلی و شناخت مولفه‌های روانی شغل و شاغل و استخدام براساس تطبیق این موارد با یکدیگر. سپس بررسی فضای عمومی کار، شرایط کارکنان موجود و فرد مناسب این فضا.

استخدام مطابق فرهنگ سازمانی

براساس مطالعه‌ای که در کشور ترکیه و در بخش‌های مختلف خدماتی و تولیدی انجام شد، تاثیر میانجی‌گرانه متغیر تطابق فرد و سازمان بین رابطه رفتارهای شهروندی برند با برندسازی درون سازمانی مورد تایید قرار گرفت. یعنی هر جا که به موضوع انتخاب مطابق با برند و فرهنگ سازمانی توجه شده بود، تاثیرات رفتاری کارکنان در به‌دست آمدن برنامه‌های برند داخلی بیشتر مشاهده شد.

این داستان مثل این است که شما هم‌فکران و هم ایده‌های خودتان را به تیم کشتی‌تان دعوت کنید. وقتی شرایط امتیازها جوری است که نیاز به غیرت و جدیت است، همفکران شما بدون نظارت، تهدید یا حتی وعده روی تشک کشتی به آب و آتش می‌زنند تا نتیجه را به‌دست آورند. برای‌شان پول و جایزه و حتی مقام خودشان مطرح نیست، بلکه به دنبال پوشش دادن کمبود‌ها و مشکلات تیمی هستند.

پوشش دادن و حمایت کردن در ذهن آنها یک حالت فردی نیز دارد. آنها در حال مبارزه و دفاع از ارزش‌های خودشان نیز هستند. ارزش‌های تیم کشتی که همان ارزش‌های خود آنها است. لباس تیم کشتی که مقدس‌ترین لباس آنها است و با آن خودشان را به دیگران معرفی می‌کنند. اگر دست یا صورت‌شان زخمی یا خونی شود، حس غرور می‌کنند، چون برای یک ارزش والا این صدمات را تحمل کردند.

آزمون‌های روانشناختی و روش‌های رفتاری مختلفی وجود دارد که یک متخصص برندسازی داخلی براساس آن می‌تواند احتمال تطابق فرد منتخب با سازمان را ارزیابی کند. اینجا یک موضوع انسانی مطرح است و فرد مطالعه‌کننده به فاکتورهای زیادی توجه می‌کند.

از آنجا که جو سازمان، جمع حال و هوای اعضای سازمان نیست و مقوله‌ای پیچیده است، حضور داشتن در سازمان و بررسی دقیق اتفاقات رفتاری در سازمان، این تطابق احتمالی فرد با سازمان را ضمانت خواهد کرد. اما آن چیزی که این حس و حال روانی و چسبندگی را می‌سازد، نه از آزمون‌های روان‌شناختی و نه از برنامه‌های تعریف شده به دست می‌آید. اینجا اقدامات گام به گام و مدیریت احساسات و عواطف سازمانی مطرح است.

اما سؤال اصلی این بود، به فرض کارکنان خوب و مطابقی به سازمان آورده‌ایم، کارکنان سابق را چه کنیم؟ همین فرآیند شرح داده شده به شکل دیگر در درون سازمان لازم به پیاده‌سازی است اما با این فرض که کارکنان موجود، داده‌های از پیش تعریف شده‌ای هستند که به واسطه حضور در سازمان دارای ارزش‌هایی بالایی شده‌اند و برای نگهداشت آنها هر اقدامی لازم باشد، باید انجام داد.

ابتدا بررسی تیپ‌های شخصیتی و رفتاری کارکنان موجود، سپس بررسی داستان‌های سازمانی و اتفاقات خاص و ارتباط آنها با کارکنان، گرفتن شرح حال و خواسته‌های کارکنان از سازمان و دلایل نارضایتی آنها از سازمان، تشریح و تفسیر خواسته‌های برند از کارکنان و ساخت مکانیزم روابط عمومی داخلی پویا و مؤثر، برنامه‌ریزی مستمر در راستای آموزش و انتقال مفاهیم برند به کارکنان، استفاده از مهارت‌های کارکنان برای برقراری دوره‌های آموزشی و برنامه‌ریزی برای کاهش تنش‌های درون سازمانی و مدیریت عواطف عمومی.

به نظر می‌رسد در وهله اول انجام اقدامات ذکر شده برای کارکنان حاضر در سازمان در اولویت قرار دارد و ورود کارکنان جدید به فضای برنامه‌ریزی شده و هدایت شده بسیاری از مسائل و مشکلات احتمالی ورود کارکنان به سازمان را کاهش خواهد داد.

در مجموع می‌توان بخش با اهمیتی از موارد ذکر شده را برای اصلاح یا ایجاد تغییر در نظام انتخاب کارکنان جست‌وجو کرد. در صورتی که سیستم هوشمندانه انتخاب از میان گزینه‌های احتمالی وجود داشته باشد و فرآیند گزینش با استفاده از ابزارهای علمی و هدفمند در کنار اجماع مدیران ارشد صورت گیرد، شانس دستیابی به تطابق بین فرد یا سازمان بسیار بالا خواهد رفت.

یادمان باشد کمتر فرصت است که یک سازمان را از صفر بسازیم. سازمان‌ها معمولا از هسته‌های اولیه و دوره‌های رشد متفاوتی شکل گرفته‌اند و در این سیر و تکامل گروه‌های مختلفی را به خود دیده‌اند. برای درک بهتر این مهم مقاله بنده با عنوان شخصیت برند چگونه از درون ایجاد شده است به خوبی عناصر مؤثر در برند درونی سازمان را شرح داده است.

برندسازی درون سازمانی یک موضوع جالب اما در عین حال پیچیده است. برای اینکه این اقدام اصلاحی موفق شود باید برنامه‌دار، مستمر و با حمایت مدیران ارشد سازمان انجام شود. قرار است رفتاری اصلاح یا الگویی تقویت شود، بنابراین تمام حرف‌هایی را که می‌زنیم باید ابتدا عمل کنیم تا انتظار از کارکنان داشته باشیم.


 

منبع: فرصت امروز

بررسی استراتژی برند نایکی

مطالعه و بررسی استراتژی برند نایک / فقط انجام بده

بررسی استراتژی برند نایکی  Just Do It

      نایک تولید کننده طیف وسیعی از محصولات ورزشی در دنیاست و تقریباً همه رشته های ورزشی از جمله فوتبال،  تنیس، گلف و بسکتبال را پوشش می دهد. این نام تجاری با ارزش های تلاش، پشتکار، مبارزه و رقابت حامی ورزشکاران و تیم های بزرگی در دنیا بوده  است.

نام تجاری نایک در سال 1964 تحت عنوان روبان آبی تاسیس شد و پس از آن در سال 1971 بود که بیل باورمن و فیل نایت کمپانی نایک را با نام تجاری کنونی در شهر بیورتون آمریکا متولد کردند. این کمپانی تولید کننده محصولات ورزشی در حال حاضر بهترین در دنیاست و به دنبال آن برند های آدیداس و پوما قرار می گیرند.

لوگو و نام گذاری نایک

نام نایک از الهه پیروزی یونان الهام گرفته شده که علاوه بر پیروزی، نماد سرعت و قدرت نیز است. لوگوی این نام تجاری هم، امروزه به اندازه صلیب مسحیان و لوگوی مک دونالد در دنیا شناخته شده  است. لوگوی نایک، نماد جنبش، پویایی و فعالیت بدنی است.

 آنچه کمتر درباره لوگوی این نام تجاری شاید شنیده باشیم، این است که این لوگو بال الهه پیروزی یونان را که نام نایک از آن الهام گرفته، با لطافت و ظرافت به تصویر می کشد. این لوگو را کارولین داویدسون در سال 1971 در اصل برای نام سابق نایک، یعنی روبان آبی ورزش طراحی کرد.

کارولین به عنوان طراح گرافیک با دستمزد دو دلار در ساعت برای روبان آبی ورزش کار می کرد و طرح ه ای پیشنهادی زیادی را به کمپانی ارائه داد، که از میان آنها لوگوی کنونی انتخاب شد و در نهایت دستمزدی برابر با 35دلار ناقابل دریافت کرد که در مقایسه با میلیارد ها دلار گردش مالی فعلی نایک به لطف این طرح، مبلغ بسیار جزئی است. اما به غیر از لوگوی معروف نایک، این کمپانی با لوگوی های دیگری مثل Jumpman برای محصولات ورزشی مایکل جردن و بسیار کمیاب تر برای محصولات PinWheel در دنیا شناخته می شود.

شعار نایک

شعار نام تجاری نایک، «فقط انجام بده» یا Just do it طراحی شده توسط آژانس تبلیغاتی Wieden+Kennedy بیش از 25سال است که در رده معروف ترین شعار های تبلیغاتی در دنیاست. شعار تبلیغاتی به نایک کمک کرد تا بین سال های 1988 تا 1998 سهم بازار نایک از 18به 43درصد افزایش پیدا کند. با این حال منشا این شعار به مراتب بیشتر شاعرانه به نظر می رسد تا ورزشی. داستان به وجود آمدن شعار نایک جالب است. نایک، اعتقاد زیادی به تبلیغات نداشت.

اما با شروع رقابت با «ریباک» که روند رو به رشد بسیار بالایی در اواسط دهه    80 میلادی داشت، این کمپانی شروع به همکاری با یک آژانس تبلیغاتی کوچک به نام «وایدن و کندی» در پورتلند، اورگان کرد. خالق این شعار، Dan Wieden در یک کنفرانس در آفریقای جنوبی در سال 2015، از ایده آن پرده برداشت که هدف از خلق این شعار، سلطه بر نام تجاری ReeBok در بازار تجهیزات ورزشی بود.

برای این منظور Widen با همکاری تیمش پنج فیلم تبلیغاتی تولید کرده بود که ارتباط چندانی به هم و حتی به ورزش نداشتند. از قضا، در شهری که نایک مستقر شده بود، قاتلی متهم به قتل های زنجیره ای محکوم به اعدام شده بود که به عنوان آخرین کلمات خود در لحظه اجرای حکمش گفته بود: «انجام بدید» که بعد ها وایدن با الهام از این جمله، آن را کمی تغییر داد و شعار «فقط انجام بده» را در راستای ایجاد یک نقطه تفاوت شعاری بین ریباک و نایک بسیار مفید واقع شد.

تمرکز ریباک روی شور و شوق ایروبیک بود، اما نایک بدون در نظر گرفتن سن، جنس و میزان آمادگی جسمانی و تناسب اندام، همه مردم را مخاطب قرار داد و با این شعار باعث شد که مخاطبان، این برند را بیش از یک لباس ورزشی و در سطح مد ببینند.

 با وجود اینکه فیل نایت، از بنیان گذاران نایک به شعار و به طور کلی تبلیغات اعتقادی نداشت و گفته بود که ما به چنین شعار بدی نیاز نداریم،  اما از نگاه مجله Campaign این شعار به عنوان یکی از موفق ترین و تواناترین شعار های قرن بیستم انتخاب شد.

استراتژی نایک در کسب و کار

یکی از عوامل موفقیت این شرکت مهارت  کمپانی نایک و مدیران بازاریابی اش است. این شرکت استراتژی پیچیده ای در طراحی، تولید و فروش محصولات خود برای ورزشکاران از سراسر دنیا دارد، به طوری که تبدیل به یکی از نام های تجاری نوآور در بازاریابی ورزشی شده  است؛ نخست، موفقیت های شرکت در سایه تولید و عرضه کفش های بسکتبال به دست آمد که از نظر فنی نسبت به کفش های رقیب برتر بود و توانست نظر ورزشکارانی را به خود جلب کند که به سبب نبود نوآوری در وسایل ورزشی مستاصل شده بودند. شرکت نایک توانسته است تا امروز، در صحنه نوآوری، تولید و عرضه محصول در این صنعت پیشرو باقی بماند.

در حال حاضر شرکت نایک به این امر آگاه است که بازاریابی چیزی بیش از تبلیغ و ترویج برتر و دادن امید و نوید است و تا جایی که این شرکت، سالانه صد ها میلیون دلار به تبلیغات ویژه خود که شامل تولید محصولات خاص نیز می شود، اختصاص می دهد. نایک می داند یک بازاریابی قوی و وعده های تبلیغاتی بسیار موثرتر از هر ایده پرطرفداری دیگری می تواند مخاطب را به سوی خود جذب کند. بازاریابی خوب از نگاه کمپانی نایک، ارائه خدمات برتر به صورت مداوم به مشتریان است. 

بزرگ ترین فاکتور قابل کنترل در موقعیت بی نظیر نایک، شیوه برخورد با مشتریان است. نایک تمام مشتریان به ویژه عاملان بزرگ نظیر کفش فروشی ها را غنی ساخت در صورتی که ریباک در ایجاد روابط مناسب نه  تنها تلاش نکرد بلکه با آنها برخورد خودپسندانه داشت. نایک، روی مشتریان خود تمرکز می کند و ارتباط خود را با آنها همیشه در سراسر دنیا حفظ کرده  است.

میزان ارتباط این کمپانی با ورزشکاران نخبه و مصرف کنندگان عادی همیشه در بالاترین سطح خود نگه داشته شده  است. نایک همیشه در پی توانمند سازی افراد در رسیدن به بهترین شکل فیزیکی و روانی است و حتی شعار این شرکت با عنوان فقط انجامش بده هم گویای همین واقعیت است.

یکی دیگر از کلید های موفقیت  نایک، تولید محصولات با کیفیت است و محصولات این شرکت با زندگی روزمره مردم عادی و ورزشکاران عجین شده است.این شرکت به دنبال توسعه پایدار محصولات خود است و به تکنولوژی علاقه زیادی دارد.

تکنولوژی هایی نظیر ضد رطوبت، ضد بو و عرق و غیره به مصرف کنندگان محصولات نایک این امکان را می دهد که همیشه محصولاتی منحصر به فرد و همراه با نوآوری های روز در اختیار داشته باشند. در واقع هدف نایک، بهبود سلامت و کیفیت مصرف کننده بوده که به آن وفادار است.

تبلیغات، پشتوانه نایک

تلویزیون، رسانه ای تبلیغاتی است که نایک سرمایه گذاری گسترده ای روی آن انجام داده است. با ساخت تبلیغات پرهزینه و بی عیب و نقص در فرمت های طولانی این کمپانی همیشه خود را در صدر بهترین کمپانی ورزشی در دنیا نگه داشته است.

برای مثال در سال 2010، برای رقابت های جام جهانی فوتبال بیش از 25میلیون دلار برای تبلیغ تلویزیونی که در آن ستاره های فوتبالی مثل کریستیانو رونالدو، وین رونی، فرانک ریبری، جرارد پیکه و... بودند هزینه کرد. یکی دیگر از نوآوری های نایک، حفظ ارتباط با مخاطبان و طرفداران خود به خصوص در دنیای مجازی است.

این نام تجاری بیش از 25 میلیون طرفدار در صفحه فیس بوک خود دارد و یکی از محبوب ترین برند ها در شبکه های مجازی به حساب می آید.
 


منبع : danstapub

مفهوم لوگو خودرو سازان

اساسا لوگو یا نشان بصری یک برند بخشی از هویت بصری یک برند محسوب می شود که ما وقتی آن را میبینیم مجموعه برداشت های مثبت یا منفی خود از آن برند را بخاطر می آوریم. بنظر می رسد در پس برخی ار برند ها داستانی نهفته است که به نظر جالب می آید.

- مرسدس 

پیشینه

دو شریک تجاری قدیمی به نام‌های گاتلیب دایملر و ویلهلم مایباخ پایه گذاران مرسدس بنز بودند. مرسدس نام دختر بزرگتر مایباخ است و واژه بنز هم از ادغام بنز و Cie در سال 1926 گرفته شده است.

لوگو  BENZ

این لوگو تصویر یک ستاره سه پر و نشان دهنده برتری آن در زمین، دریا و آسمان است.

 

- سوبارو

پیشینه

سوبارو یکی از مجموعه‌های اصلی حمل و نقل ژاپن به شمار میرود. سوبارو در ساخت وسایل نقلیه دو دیفرانسیل به خصوص سوبارو فارستر و اوت بک تخصص دارد.

SUBARU LOGO

این لوگو برگرفته از Pleiades هفت خوشه معروف صورت فلکی تاروس است. 
 

- شورولت

پیشینه

سوم دسامبر 1911 لوییس شورولت و پایه گذار برکنار شده جنرال موتورز، ویلیام سی. دورانت، شرکت شورولت را بنیان نهادند و هفت سال بعد جنرال موتورز آن را خریداری کرد.


Chevrolet logo
 

طراحی لوگوی شورولت در گذر زمان دست خوش تغییراتی شده است. بر روی برخی از این طرح واژه »شورولت« وجود داشت و از روی برخی دیگر حذف شد. در برخی طراحی‌ها هم اشکال دیگری در پیرامون آن قرار گرفت.

 

- لکسوس 

پیشینه

لکسوس بخش وسایل نقلیه لوکس تویوتا، غول خودروسازی ژاپنی است و در سال 1989 در آمریکا و کانادا راه اندازی شد. این شرکت، پر فروش‌ترین برند خودروی لوکس در آمریکا و ژاپن است.

LEXUS LOGO CAR
طراح این لوگو، شرکت مولی دیزانز و هانتر کامیونیکیشن بود. برخی از مقامات شرکت تویوتا مدعی بودند که برند لکسوس بر اساس دستورکارهای سخت گیرانه طراحی و فرمول‌های دقیق ریاضی تصویر سازی شده است.  

- ب ام و 

پیشینه

ب ام و (Bavarian Motor Works) شرکتی آلمانی و یکی از تولیدکنندگان اصلی خودرو و موتوسیکلت در جهان است. ب ام و در سال 1916 پایه گذاری شد و شرکت مادر برندهای خودرویی مینی و رولز رویس نیز است.

BMW LOGO CAR

 لوگوی این شرکت که معمولا به عنوان »roundel »شناخته میشود، در سال 1917 طراحی شد. از شواهد به نظر میرسد که لوگوی »ب ام و« برای نشان دادن اصالت شرکت طراحی شده است، رنگ‌های آبی و سفید نشان دهنده رنگ‌های ملی ایالت باواریاست ولی ابتدا این لوگو به پروانه‌ی هواپیما که در سرعت‌های بالا می‌چرخد اشاره دارد.
 

- فراری 

پیشینه 

انزو فراری در سال 1929 این شرکت را پایه گذاری کرد. شرکت فراری از نظر شرکت در مسابقات به خصوص فرمول یک شناخته شده است. خودروهای جاده‌ای فراری عموما به عنوان نماد سرعت، لوکس بودن و ثروت در نظر گرفته می‌شوند.

FERRARI LOGO CAR 

 

لوگوی فراری با تصویری که قهرمان ایتالیایی جنگ جهانی اول بر روی هواپیمایش نقاشی کرده بود، ارتباط دارد. فراری پس زمینهای به رنگ زرد قناری را به این تصویر افزود که رنگ زادگاه وی یعنی مودناست.
 

- ولکس واگن

پیشینه 

در سال 1937 پایه گذاری شد. از نظر تاریخ نویسان، پایه گذاری شرکت فولکس واگن هم زمان با پایان رکود اقتصادی جنگ جهانی اول آلمان بود.

Volkswagen LOGO CAR

 

لوگوی فولکس واگن طی 70 سال تغییراتی کرده است. هرچند در مورد منشا اولیه لوگو اخلاف نظر وجود دارد، اما بر اساس پیشینه فولکس واگن، اولین لوگوی این شرکت را فرانتس ژاویر رایمسپیس در سال 1938 در یک مسابقه رسمی طراحی کرد. این لوگو بعد از جنگ جهانی دوم تا اندازه‌ای کامل شد. یکی از تغییرات در طرح نهایی افزودن رنگ بود (اوایل بخش عمده لوگو به رنگ سیاه بود).
 

- آئودی 

پیشینه 

آئودی AG تولیدکننده آلمانی خودرو است که در سال 1909 پایه گذاری شد. نام شرکت مترادف با عبارت "vorsprung durch technik" به معنای کسب مزیت از راه فن آوری است. یکی از زیباترین لوگوهای صنعت خودروسازی به آئودی تعلق دارد که آن هم به تاریخ پرسروصدای شرکت بازمی‌گردد که توضیح دادن آن بسیار سخت است. 

AUDI LOGO CAR

لوگوی چهار حلقه آئودی نمایانگر ادغام چهار تولیدکننده وسایل نقلیه حرکتی در سال 1932 است: آئودی، Horch، DKW و Wanderer

 

- پورشه 

پیشینه 

پورشه یک تولیدکننده خودروی آلمانی است که توسط فردیناند پورشه در سال 1931 پایه گذاری شد. دفتر مرکزی این شرکت در اشتوتگارت، آلمان واقع شده است، پورشه در تولید خودروهای اسپرت لوکس تخصص دارد. پورشه یکی از رؤیایی‌ترین برندهای دنیاست. خواه 911 باشد یا ماکان، پانامرا باشد یا کیمن کوپه، محصولات اسپورت این شرکت در قلب هر فرد دوستدار خودرویی جای دارند. 

PORSCHE LOGO CAR

 

فردیناند پورشه و تیمش این لوگو را در اوایل دهه 1950 طراحی کردند. طراحی این آرم یادآور پیشینه ورتمبرگ بادن، ایالت سابق جمهوری فدرال آلمان است. این لوگو با شاخ‌های شکل گوزن و رنگ‌های تشریفاتی قرمز و سیاه به منظور تمجید از شوابن، خانه دوم خانواده پورشه طراحی شد. اسب سیاه بر روی سپر زرد رنگ مظهر قدرت پیشروی و نشان متمایز اشتوتگارت است.

- میتسوبیشی

logo mitsubishi car

کار خود را با برند مشکل‌دار ژاپنی شروع می‌کنیم. حداقل در آمریکای شمالی میتسوبیشی چندین دهه است که در تقلا بوده و به خاطر مسائل کیفیتی سؤال‌برانگیز و محصولاتی با استانداردهای ضعیف زیر فشار بوده است. در حال حاضر این شرکت حتی سدانی میدسایز در سبد محصولات خود نداشته و نمی‌تواند در چنین بخش بزرگی از بازار رقابت نماید.

هنوز هم علیرغم عملکرد ضعیف نمایشگاهی، میتسوبیشی لوگویی جذاب داشته که از نظر گرافیکی ساده و بسیار واضح است. "میتسو” در زبان ژاپنی به معنی سه و "هیشی” به معنی شاه بلوط آبی و نشان دهنده‌ی شکل الماس است بنابراین این لوگو ترجمه تحت‌اللفظی نام میتسوبیشی است که معنی "سه الماس” را می‌دهد.

 

- استون مارتین

logo aston martin car

دیگر خودروسازی که لوگوی جذابی دارد اهل انگلستان است. استون مارتین بی‌شک سازنده‌ی برخی از خودروهای استثنایی این صنعت بوده اما لوگوی آن نیز واقعاً جذاب بوده و از بال‌هایی شیک و کشیده به همراه درج نام شرکت در تقریباً مرکز خودرو تشکیل شده است. جالب آنکه استون مارتین این لوگو را در نمای عقبی برخی مدل‌ها بکار برده جایی که چراغ‌های عقب برخی مدل‌ها از این لوگو تقلید کرده‌اند.

 

- سیتروئن

لوگو سیتروئن

نه‌تنها این شرکت استحقاق دریافت جایزه برای ادغام حرف در نام خود را دارد بلکه باید به خاطر داشتن لوگویی جذاب نیز تحسین شود. بله لوگوی هشت دوبل این خودرو نه‌تنها از نظر گرافیکی جذاب است بلکه به ریشه‌های شرکت نیز اشاره دارد. این نشان به الگوی چرخ‌دنده چپ و راست (هارینگ‌بون) مربوط است، طراحی‌ای که قابل مقایسه با دنده‌های حلزونی شکل است. ظاهراً مؤسس سیتروئن آقای اندره سیتروئن این اختراع هوشمندانه را زمانی که در لهستان بود به ثبت رسانده است.

 

- مزدا

9infwod3ln939190hqgd.jpg

پنجمین خودروساز دارای لوگویی زیبا باز هم از ژاپن است. لوگوی مزدا با حالت کرومی درخشان ساده و جذاب است. به‌طور واضح می‌توان نمای حرف M را در آن دید اما این ترکیب همچنین چیزی بیش از شباهت به حرف اول نام مزداست. افرادی که نگاه عمیقی دارند می‌توانند پرنده‌ای را در حال پرواز ببینند که بال‌های خود را باز کرده است.

 

- آلفارومئو

logo alfaromeo car

دیگر خودروساز کار بلد با لوگویی واقعاً زیبا آلفارومئو است. درست همانند پورشه، نشان این شرکت نیز از سمبل‌های نظامی مختلفی تشکیل شده است. بخش قرمز غالب این لوگو نشان دهنده‌ی شهر میلان و محل تولد شرکت است؛ اما بخش مار نشان این لوگو به خانه‌ی Visconti (خانواده‌ی اصیل ایتالیایی) اشاره دارد.

 

برند ZARA چگونه از نامش درآمد می سازد.

ZARA چطور از برندش پول در می‌آورد

چنانکه پیش از این هم شرح آن رفت، آمانسیو اورتگا، رئیس شرکت اسپانیایی Inditex درابتدای روز جمعه هفته گذشته با کنار زدن بیل گیتس، برای نخستین بار و تنها به مدت دو روز ثروتمندترین مرد جهان شد. او که یک خیاطی کوچک خانوادگی را به بزرگ ترین شرکت اسپانیا تبدیل کرد، توانست در زمانی که شرکت های فناوری حرف اول را در جهان می زنند این عنوان را در کوتاه مدت کسب کند.

عنوان ثروتمندترین مرد جهان خیلی زود با بالا رفتن 10درصدی ارزش سهام شرکت مایکروسافت دوباره در انتهای این روز به صاحب اصلی این سال هایش یعنی بیل گیتس رسید، اما از همان صدرنشینی کوتاه مدت در اسپانیا به عنوان نقطه عطف یاد شد.

آقای اورتگا در این نصف روز با 79.9 میلیارد دلار، بالاتر از بیل گیتس با 79.3 میلیارد دلار قرار گرفت.

شرکت آقای اورتگا صاحب هشت برند بزرگ در صنعت پوشاک از جمله ZARA،Massimo Dutti, Bershka و Pull and Bear است که تحت کنترل شرکت Inditext فعالیت می کنند. Inditex برای فروش یک استراتژی مهم دارد و آنfast fashion یا مد سریع است.

مد سریع یعنی طراحی و تولید لباس ها در تعداد محدود و در سریع ترین زمان ممکن با هدف هماهنگ بودن با آخرین روندها و تغییرات. این لباس ها تقلیدی مقرون به صرفه از طراحی های کت واک هستند که ظرف دو هفته تولید و به بازار عرضه می شوند. این باعث می شود خریداران با اشتیاق به سمت لباس هایی بروند که هم مد روزند و هم به سبک لباس های کت واک طراحی، تولید و عرضه می شوند. در برندهای متعلق به شرکت آقای اورتگا چیزی که به شدت موردتوجه است، واکنش خریداران نسبت به طراحی هاست. در این شرکت به بازخوردی که از خریداران گرفته شده، توجه زیادی می شود تا مشتری با رضایت خرید کند.

آقای اورتگا هم راه و رسم خاص خودش را برای درآمدزایی و عرضه برند خود دارد. به گفته یکی از مدیران سابق شرکت Index  اگر او با یک فروشنده صحبت کند و از صحبت کردن با او خوشش بیاید، به حرف های او بیشتر از مدیران خود اهمیت می دهد.

Inditex  فروش برندهای مشهور و جهانی خود را به فروشگاه های بزرگ و کوچک در گوشه و کنار دنیا محدود نکرده و به گسترش پلتفرم فروش آنلاین خود ادامه می دهد. فروشگاه های آنلاین این شرکت در 10 بازار جدید به ویژه شرق اروپا به تازگی کار خود را آغاز کرده اند. اما مهم تر از اول بودن یا نبودن آقای اورتگا در فهرست ثروتمندترین های جهان، این است که سهام شرکت او در سال جاری میلادی 40 درصد افزایش یافت. او اکنون صاحب 59/3 درصد از سهام شرکت Inditex  است.

این شرکت همچنین در سه ماهه نخست سال جاری میلادی موفق شد عملکردی فراتر از پیش بینی ها داشته باشد و 12درصد بیشتر از انتظارات سود به دست آورد. انتشار این خبر درباره این شرکت که بیشترین فروش را در میان برندهای پوشاک دارد، هم سرمایه گذارها را خشنود کرد و هم ارزش سهام این شرکت را 3 درصد بالا برد.

Inditex اعلام کرد فروش خالص این شرکت در سه ماهه منتهی به آوریل از 4/37 میلیارد پوند در سال گذشته به 4/88 میلیارد پوند در سال جاری رسید و درآمد خالص شرکت نیز با افزایش 6درصدی به 554میلیون پوند رسید.

Inditex در سال 1963 کار خود را آغاز و در سال 2001 سهام آن در بورس مادرید عرضه شد. این شرکت که صاحب هشت برند معتبر جهان است، در سه ماهه منتهی به آوریل، 71 فروشگاه در 31 بازار گوناگون افتتاح کرد که جمع فروشگاه های این شرکت را به 7 هزار و 85 فروشگاه در سراسر جهان رساند.

یکی از این فروشگاه ها، شعبه ای بزرگ از برند ZARA در نیویورک است که برای خود پرچمدار محسوب می شود. این یکی از استراتژی های این شرکت اسپانیایی است که در مناطق شلوغ، پررفت وآمد و شناخته  شده، فروشگاه های بزرگ به عنوان پرچمدار باز کند.


منبع : fortunet financial times
مترجم: سارا گلچین

معرفی با ارزش ترین برندهای سال ۲۰۱۶

معرفی با‌ارزش‌ترین برندهای سال 2016 / جدول

معرفی با ارزش ترین برندهای سال ۲۰۱۶

با وجود کاهش سهام و رشد منفی، اپل باز هم باارزش‌ترین برند سال 2016 نام گرفت.

با توجه به آخرین رتبه‌بندی فوربس، علی‌رغم اولین رشد منفی سه ماهه اپل از سال 2003 با کاهش فروش آیفون، آی پد و سایر محصولات مک، این شرکت باارزش‌ترین برند سال 2016 نام‌گذاری شد.

کاهش سودهای اخیر اپل کافی نبود تا این شرکت را از دستیابی به مکان اول در لیست در کنار رقبایی مانند گوگل مایکروسافت برای ششمین سال متوالی بازدارد. فوربس ارزش برند اپل را 154.1 میلیارد دلار در نظر گرفت که شش درصد از سال 2015 بیشتر و تقریبا دو برابر گوگل به ارزش 82.5 میلیارد دلار است.

کوکاکولا، فیس‌بوک، تویوتا، IBM، دیزنی، مک‌دونالد، GE، سامسونگ، آمازون در رتبه‌های بعدی قرار دارند. سایر شرکت‌های قابل توجه مانند اینتل در رتبه 17، اچ‌پی در رتبه 38، سونی در رتبه 76 و نتفلیکس در رتبه 79 قرار دارند.

اپل علی‌رغم کاهش حدود 30 درصدی سهام از می 2015 باارزش‌ترین شرکت باقی ماند. آلفابت، شرکت مادر گوگل در حالی که در ماه فوریه با اختلاف کمی اپل را پشت سر گذاشته بود، در حال حاضر پس از اپل قرار دارد.


 

                                                                                                                            Ref:www.iranjib.ir  

معرفی برندهای برتر جهان در سال 2015

معرفی برندهای برتر جهان در سال2015
 World Best Brands year of 2015
 
معرفی برندهای برتر جهان در سال 2015 + جدول

به تازگي رتبه‌بندي معتبر فوربس از 100 كسب‌وكار برتر در سال 2015 منتشر شد. اين رتبه‌بندي براساس ارزش «برند» شركت‌ها صورت گرفته است (اين ليست در پايان يادداشت آمده است) . در اين يادداشت تحليلي به بررسي ويژگي‌هاي 100 شركت برتر از دو منظر گروه كسب‌وكار و كشورهاي صاحب برند پرداخته شده است. قابل توجه اينكه ارزش برند اين 100 شركت، مجموعا بالغ بر 1709 ميليارد دلار برآورد شده است. 

1- تحليل شركت‌هاي برتر از منظر گروه كسب‌وكار

دسته‌بندي صنايع به تفكيك گروه‌هاي صنعتي دوازده‌گانه زير صورت گرفته است:

1) خودروسازان
2) تكنولوژي (سخت‌افزاري)
3) تكنولوژي (نرم‌افزاري)
4) خدمات مالي
5) خرده‌فروشي
6) لجستيك
7) صنعت مد (پوشاك)
8) محصولات آرايشي-بهداشتي
9) محصولات خواروباري
10) سازندگان ماشين‌آلات صنعتي
11) صنعت رسانه (مديا)
12) ساير 

از بين گروه‌هاي فوق: خودروسازان، صنعت مد، خدمات مالي، محصولات خواروباري و توليدكنندگان تكنولوژي (سخت‌افزار) هركدام با داشتن 13 شركت در بين 100 شركت برتر، بيشترين گروه‌هاي كسب‌وكاري به لحاظ تعداد هستند. تعداد شركت‌هاي هر گروه از كسب‌وكارهاي دوازده گانه در جدول 1 آمده است:

برندهاي با ماهيت تكنولوژي (نرم‌افزاري) داراي بالاترين رتبه‌ها هستند و برندهاي با ماهيت تكنولوژي (سخت‌افزاري) در رتبه بعدي برترين‌ها هستند.

به لحاظ ارزش برند، گروه كسب‌وكار  "تكنولوژي (سخت‌افزاري)" با 420 ميليارد دلار ارزش برند (25درصد كل ارزش 100 شركت برتر) بيشترين سهم را در بين شركت‌هاي برتر دارند و گروه‌هاي "تكنولوژي (نرم‌افزاري)" و "محصولات خواروباري" به ترتيب با مجموع ارزش برند 230 و 205 ميليارد دلار در رتبه‌هاي دوم و سوم قرار گرفته‌اند.با درنظر گرفتن معيار متوسط ارزش يك برند، گروه كسب‌وكار "تكنولوژي (نرم‌افزاري)" با ارزش 3/38 ميليارد دلار به ازاي يك شركت، ارزشمندترين گروه كسب‌وكاري است و پس از آن گروه كسب‌وكار "تكنولوژي (سخت‌افزاري)" با ارزش 3/32 ميليارد دلار به ازاي يك شركت در رده دوم بين گروه‌هاي كسب‌وكاري قرار دارد. پس از اين دو گروه و با اختلافي فاحش، گروه كسب‌وكار "لجستيك" با ارزش 8/15 ميليارد دلار به ازاي يك شركت قرار مي‌گيرد.

ضمن اينكه برندهاي با ماهيت "تكنولوژي (نرم‌افزاري)" و "رسانه (مديا)" با كمترين ميانگين سني (عمر برند) به ترتيب برابر با 2/29 و 6/37 سال و برندهاي با ماهيت "سازندگان ماشين‌آلات صنعتي"، " ارائه‌دهندگان خدمات مالي" "محصولات آرايشي-بهداشتي" با بيشترين ميانگين سني به ترتيب برابر با 3/145، 2/107 و 3/105 سال جزو جوان‌ترين و پيرترين گروه‌هاي كسب‌وكاري بوده‌اند.

به‌طور مشخص، با مورد توجه قرار دادن كسب‌وكارهاي لجستيكي بايد گفت سه شركت لجستيكي در بين 100 برند برتر حضور دارند كه  در جدول شماره 2 نشان داده شده است.

2- تحليل شركت‌هاي برتر از منظر كشورهاي محل شكل‌گيري فقط 14 كشور به عنوان محل شكل‌گيري 100شركت برتر 2015 (طبق رتبه‌بندي فوربس) بوده‌اند كه آمريكا با دربرگرفتن 58 شركت بيشترين سهم را در اين بين دارد. ساير كشورهاي منشأ برترين برندها در جدول 3 آمده است:

نكته قابل توجه در جدول فوق اينكه دومين اقتصاد برتر دنيا يعني چين هيچ جايگاهي در بين 100 شركت برتر ندارد.

كشور آمريكا در تمام گروه‌هاي كسب‌وكاري دوازده‌گانه فوق حضور دارد كه بيشترين آنها در ارائه‌دهندگان خدمات مالي (9برند)، شركت‌هاي توليدكننده سخت‌افزارهاي تكنولوژيك (8برند) و صنعت خرده‌فروشي (8 برند) است. ضمن اينكه پنج غول برتر رسانه‌اي دنيا و سه غول برتر لجستيكي دنيا متعلق به آمريكاست.اما صنعت خودروسازي تقريبا در احاطه آلمان (5 برند) و ژاپن (4 برند) است و آمريكا و كره‌جنوبي نيز با دو شركت برتر خودروسازي، دو كشور ديگر اين صنعت در بين برترين‌ها هستند.از بين 7 شركت برتر ژاپني، چهار تاي آن خودروسازي و سه تاي ديگر شركت‌هاي توليدكننده سخت‌افزارهاي تكنولوژيك هستند.

از 6 شركت توليدكننده نرم‌افزار و خدمات تكنولوژيكي، پنج‌تاي آن متعلق به آمريكا و يكي متعلق به آلمان است و از بين 6 شركت برتر آرايشي-بهداشتي، چهار تاي آن متعلق به آمريكا و دو‌تاي ديگر متعلق به فرانسه است. 8 برند برتر خرده‌فروشي آمريكايي هستند و تنها يك برند خرده‌فروشي برتر متعلق به كشور سوئد (IKEA) است.

3- پيوست: ليست 10شركت برتر 2015 از نگاه مجله فوربس

Ref:www.iranjib.ir
http://www.forbes.com/powerful-brands/list/#tab:rank

 

برند و برند سازی

برند چیست؟

  1. برند یک شخص و وجود هضم شده دردرون ما درباره یک کالا، خدمات یا سازمان است. آن یک حس هضم است ، زیرا مردم و افراد احساساتی و دارای درک مستقیم هستند.

چرا؟

"زیرا برندها بوسیله اشخاص تعریف می شوند نه شرکتها، بازارها و یا اجتماع. در واقع آن چیزی نیست که ما فکر میکنیم بلکه آن چیزی است که دیگران بر زبان می آورند. "

چرا یک برند سازی خیلی جذاب است؟

1.      حق انتخاب زیاد و زمان محدود

2.      بیشتر کالاها و خدمات دارای کیفیت واجزاء یکسان هستند.

3.      مردم تمایل به خرید با اعتماد هستند.

 مغز انسان از دو بخش تشکیل شده است. بخش راست مغز مربوط به تفکرخلاق و سمت چپ مغز مربوط به تفکر استراتژیک است. همکاری این دو بخش با یکدیگر برند کاریزماتیک را می سازد.
"

یک برند "کاریزماتیک" با قرار گرفتن بر روی هر کالا، خدمات و یا سازمان موجب می شود افراد باور کنند که هیچگونه جانشینی برای آن وجود ندارد.

یک برند نیاز به اعتماد دارد، چگونه؟                  T=R+D

1.  T=Trust اعتماد

2.  R=Reliability اعتبار

3.  D=Delight  ایجاد لذت وشوق و دلخوشی

زمانی که یک برند شبیَه به یک اردک به نظر آید ولی موقع شنا کردن مثل یک سگ شنا کند مردم به آن اعتماد نخواهند کرد.