10 اقدام مالی کوچک اما موثر

 

10 اقدام مالی کوچک اما موثر

شاید در نگاه اول این موضوع غیر قابل باور به نظر برسد اما حقیقت این است که گاهی برخی تغییرات کوچک در نحوه سر و کله زدن ما با درآمد و دارایی هایمان در طول زمان می تواند گره گشای برخی مشکلات مالی ما باشد و حتی چه بسا که پیشرفت مالی مان را هم سبب شود.در این مقاله از 10 تغییر کوچک در سبک زندگی مالی شما حرف می زنیم که اگرچه کوچک و جزئی به نظر می رسند اما در عمل بسیار موثر واقع می شوند از قدیم گفته اند سنگ بزرگ علامت نزدن است، از همین رو گاهی اقدام های کوچک بهتر از گام های بزرگ عمل می کنند. پس در ادامه با ما همراه باشید، این 10 حرکت کوچک اقتصادی را امتحان کنید تا شاهد اثر بزرگ آن روی موفقیت های مالی تان باشید. این مطلب ترجمه و تلخیصی از مقاله «10 Small Money Moves That Can Have a Big Impact» است که در وب سایت the balance به چاپ رسیده است. البته برخی از نکات با توجه به شرایط اقتصادی ایران مورد بررسی قرار گرفته و افزوده شده است.

1- اندک اندک پس انداز کنید

بر کسی پوشیده نیست که زیاد پس انداز کردن آن هم با مبالغ بالا، ایده آل هر فرد است اما مسلما در توان همه افراد نیست. پیشنهاد ما این است که به اندازه وسع مالی خود پس انداز کنید که بسته به وضعیت مالی افراد این مبلغ تفاوت می کند. برای مثال این پس انداز می تواند ماهانه 10 هزار تومان یا حتی کمتر در قلک خانگی تان باشد. یا پول خرد هایی که به تنهایی در خرید های روزانه به کارتان نمی آید را در قلکی جمع کنید. یا وام های خانگی که امروزه بسیار رواج پیدا کرده در بین دوستان یا اقوام خود اجرا کنید، می توانید از مبالغ کم شروع کرده تا به دخل و خرج روزانه منزل نیز فشاری نیامده باشد. یا این که هر ماه مبلغی به دلخواه به حساب بانکی تان واریز کنید، پس از چندی خواهید دید که حسابتان دو برابر شده است. یا حتی می توانید یک درصد سهام شرکت یا کارخانه ای را خریداری کنید و در عواید آن شریک شوید.

2- مبلغ اضافه تر پرداخت کنید

فرض کنید کالایی را به صورت اقساطی خرید کرده اید و تا زمانی که اقساط آن را تسویه نکرده اید کالای شما در رهن شرکت سازنده باقی خواهد ماند. حالا تصور کنید اگر ماهیانه یا سالیانه (بسته به نوع پرداختی اقساط ) مبلغ اضافه تری علاوه بر مبلغ اصلی قسط پرداخت کنید چه اتفاقی می افتد؟ ! در حقیقت اتفاقی به زیان شما نخواهد افتاد! جز این که با کمی مبلغ اضافه تر اقساط چندین ساله شما زودتر تسویه خواهد شد. به طور مثال فرض کنید خودرویی را به صورت اقساط خریداری کرده اید که تا زمان پایان اقساط در رهن شرکت خودرو سازی می باشد، اگر هر ماه علاوه بر پرداخت قسط خود، مبلغی نیز اضافه تر بپردازید اقساط خودروی شما چندین ماه زودتر تسویه می شود اما این نکته را هم در نظر داشته باشید گاهی ممکن است این مبلغ اضافه را به جای پرداخت ماهیانه، یک جا پرداخت کنید. زیرا اگر این مبلغ اضافی ماهیانه و به تدریج پرداخت شود احتمال دارد سودی به آن اضافه نشود. بنابراین از چگونگی پرداخت خود اطلاع حاصل کنید.

3- مالیات را جدی بگیرید

اگر شما هم جزو آن دسته از افرادی هستید که مالیات می پردازید باید از قوانین مالیاتی و نحوه ساز و کار آن ها و چگونگی تعلق مالیات به درآمد یا دارایی تان اطلاع حاصل کنید. حتما این سوال برایتان پیش می آید که این اطلاعات را از کجا به دست آورید؟ ! در دسترس ترین راه ممکن نت گردی است.در صفحات اینترنت مقالات بسیاری در این باره وجود دارد که می تواند اطلاعات خوبی در اختیارتان بگذارد. یا کتاب هایی در این زمینه مطالعه کنید و از اطرافیان آگاه پرس و جو کنید. برای مثال طبق قانون مالیات مستقیم کشور صاحبان مشاغل به سه گروه اول، دوم و سوم تقسیم بندی می شوند که این دسته بندی بر مبنای نوع فعالیت و میزان درآمد افراد انجام می شود. بنابراین شما به عنوان کسی که مالیات می پردازید باید بدانید جزو کدام دسته مالیاتی قرار می گیرید و چه نوع و چه میزان مالیاتی به شما تعلق می گیرد. برای مثال قوانین مالیاتی معافیت های خوبی برای شرایط مختلف در نظر گرفته که اگر افراد از آن مطلع باشند به راحتی می توانند از این معافیت ها استفاده کرده و بی جهت مالیات بیشتر نپردازند. برای مثال با تسلیم اظهارنامه مالیاتی در مهلت مشخص می توان از تسهیلات و معافیت های ممکن برخوردار شد چرا که در غیر این صورت ضمن محرومیت از تسهیلات ممکن است جریمه نیز تعلق بگیرد.مثال هایی از این دست فراوانند. برای مثال در حوزه مالیات بر مستغلات خانه هایی با متراژی معین در برخی مناطق معاف از مالیات می باشند یا برای درآمد هایی کمتر از مبلغی معین معافیت مالیاتی وجود دارد یا در برخی مناطق محروم مالیات بر ارزش افزوده در فاکتور خرید لحاظ نمی گردد.

4- به صندوق های سرمایه گذاری روی بیاورید

آیا تا به حال نام صندوق های سرمایه گذاری شاخصی را شنیده اید؟ این صندوق ها توسط چند شرکت سرمایه گذاری یا بانک ها مدیریت می شوند که در واقع یک صندوق سرمایه گذاری مشترک به حساب می آید. آن ها پول افرادی مانند من و شما را که به صندوق آنان سپرده ایم روی یکی از شاخص های موجود در بازار مانند انواع سهام بورس یا اوراق بهادار و قرضه سرمایه گذاری می کنند. اغلب افراد از تخصص لازم برای خرید و فروش مستقیم و فردی سهام بورس و اوراق برخوردار نیستند بنابراین سرمایه های خود را در اختیار صندوق های سرمایه گذاری قرار می دهند تا افراد حرفه ای با سرمایه آن ها اقدام به خرید و فروش نمایند. نحوه سوددهی و بازدهی این صندوق ها مطابق با بازده شاخص موجود (سهام بورس، اوراق، ارز...) در بازار است که سرمایه گذاران از این طریق می توانند به سود خود دست یابند. به طور مثال اگر شاخص بورس 30 درصد رشد کند این صندوق ها نیز 30 درصد بازده به دست خواهند آورد و به همین ترتیب 30 درصد به سرمایه و سود شما افزوده می گردد. از مهم ترین ویژگی های این صندوق ها مالیات، هزینه، کارمزد و ریسک کمتر اما امکان سوددهی بالاست. در نتیجه با این اقدام کوچک میزان حساب مالی شما به تدریج رشد کرده و سال به سال صد ها هزار تومان برای شما پس انداز می کند.

5- برنامه ریزی کنید

مسلما پیدا کردن مسیر در جنگلی انبوه و ناشناخته بدون راهنما مشکل خواهد بود. این موضوع در مورد پس انداز کردن برای دوران بازنشستگی نیز صدق می کند.اگر آگاهی کافی یا راهنمای مناسب برای تصمیمات مالی که می گیریم نداشته باشیم انتخاب مسیر درست دشوار خواهد بود اما مشاورینی در این امر وجود دارند که مسیر مناسب را برای شما طرح ریزی کرده و نشان می دهند. آن ها راه های مناسب و ممکن چگونه پس انداز کردن برای دوران بازنشستگی را به شما یاد خواهند داد و کمک می کنند تا ببینید پس اندازتان در طول زمان چگونه رشد می کند یا این که بعدها چه نوع درآمدی برای شما قابل دسترس تر و امکان پذیرتر است. اگر شما هم تا به حال طرح و برنامه ای برای خود دست و پا نکرده اید همین حالا می توانید دست به کار شوید.

6- یک کتاب اقتصادی مطالعه کنید

مطالعه یک کتاب اقتصادی می تواند اطلاعاتی به شما دهد که یک عمر به دردتان بخورد. حتی اگر به مطالعه علاقه چندانی ندارید، مطمئنا می توانید حداقل یک کتاب را خوانده و به پایان رسانید؟ گاهی عملکرد ما در زندگی مالی مان ناخواسته ما را وادار می سازد تصمیمات گنگ و نامناسبی در ارتباط با سرمایه و دارایی مان بگیریم، اما اگر از مطالعه کافی و راهنمای خوبی برخوردار باشیم می توانیم از تصمیمات غلط و زیانبار پیشگیری کنیم.

7- سازمان دهی کنید

گاهی جمع و جور و حساب کتاب کردن مسائل مالی خسته کننده و کسل کننده به نظر می رسد. یک قدم ساده برای کنترل اوضاع این است که اطلاعات وضعیت مالی تان را ساماندهی و مرتب کنید برای مثال می توانید پرینتی از گردش مالی خود طی یک ماه اخیر تهیه کنید تا گزارش شفافی از نحوه خرج و پس انداز خود طی این مدت داشته باشید. یا نگاهی به دفترچه اقساط خود انداخته و از تعداد اقساط پرداخت شده و مانده مطلع شده و برنامه ریزی بهتری برای پرداخت اقساط مانده داشته باشید. یا می توانید حساب های بانکی تان را بررسی کرده و وجوه اندک باقیمانده در هر حساب را در یک حساب بانکی واحد جمع آوری کرده تا راحت تر به اطلاعات نقدینگی فعلی خود دسترسی داشته باشید. یا اگر شغلتان آزاد است می توانید دفتر حساب خرید و فروش روزانه خود را مرتب کرده و حساب های مربوط به هر ماه را جمع زده تا یک برآورد کلی از خرید و فروش سالیانه خود در دست داشته باشید

8- اجناس دست دوم بخرید

شما می توانید برای صرفه جویی بیشتر برخی از اقلام و کالا های مورد نیاز خود را از اجناس دست دوم تهیه کنید. برخی افراد نسبت به این اجناس نگاه مثبتی ندارند و وقتی اسم جنس دست دوم به میان می آید یاد یک کالای کهنه و قدیمی و خراب می افتند اما در حقیقت منظور کالایی است که اگرچه دست اول نیست اما سالم بوده و هنوز کار می کند و ظاهر نو و مرتب خود را حفظ کرده است. مانند خودرو و موتور، مبلمان و فرش، تابلو های نقاشی یا تابلو فرش ها، وسایل منزل، موبایل، تبلت و...؛ شاید این سوال پیش بیاید که این نوع اجناس دست دوم را از کجا می توانیم تهیه کنیم؟ امروزه برخی روزنامه ها و سایت ها دارای قسمتی تحت عنوان کالای دست دوم هستند که می توانید با مراجعه به آن کالای مورد نظر خود را بیابید. حتی برای این امر اپلیکیشن هایی طراحی شده است که با نصب آن ها روی گوشی همراهتان می توانید کالای مد نظر خود را خریداری کنید.

9- غیر ضروری ها را حذف کنید

بسیاری از شما ممکن است در زندگی هزینه هایی داشته باشید که هر چند وقت یک بار تکرار می شوند_ هزینه هایی غیرضروری که به ندرت مورد استفاده قرار می گیرند_ مانند وجه اشتراک یک مجله نه چندان مفید و سودمند، یا هزینه تمدید عضویت سالانه کتابخانه ای که در آن عضو هستید و به خاطر مشغله زیاد کمتر وقت می کنید سری به آنجا بزنید، یا هزینه انجام برخی کار ها که با حذف نمودن آن، خودتان هم می توانید انجامش دهید، مانند شست و شوی خودروی خود که جای صرف هزینه برای کارواش خودتان هم از پسش بر می آیید. بنابراین با حذف نمودن هزینه های غیر ضروری و بلا استفاده در زمان و پول خود صرفه جویی کنید.

10- برنامه های اقتصادی تلویزیون را نگاه نکنید

جالب است بدانید برخی مشاورین مالی و اقتصادی هرگز برنامه های اقتصادی تلویزیون را تماشا نمی کنند. آن ها عقیده دارند این برنامه ها به تنش و نگرانی شما درباره آینده مالی و اقتصادی تان دامن می زند و زندگی بدون وجود این برنامه ها آرام بخش تر است.آن ها به همه افراد پیشنهاد می کنند یک طرح ثابت بلند مدت برای سبک مالی زندگی شان داشته باشند و همین کافی است. سپس می توانند فقط برنامه هایی را ببینند که آن ها را می خنداند نه برنامه هایی که استرس وارد می کند و دائم بیننده ها را درباره اوضاع اقتصادی خودشان و کشورشان نگران می کند.


  Ref.: www.iranjib.ir

بررسی استراتژی برند نایکی

مطالعه و بررسی استراتژی برند نایک / فقط انجام بده

بررسی استراتژی برند نایکی  Just Do It

      نایک تولید کننده طیف وسیعی از محصولات ورزشی در دنیاست و تقریباً همه رشته های ورزشی از جمله فوتبال،  تنیس، گلف و بسکتبال را پوشش می دهد. این نام تجاری با ارزش های تلاش، پشتکار، مبارزه و رقابت حامی ورزشکاران و تیم های بزرگی در دنیا بوده  است.

نام تجاری نایک در سال 1964 تحت عنوان روبان آبی تاسیس شد و پس از آن در سال 1971 بود که بیل باورمن و فیل نایت کمپانی نایک را با نام تجاری کنونی در شهر بیورتون آمریکا متولد کردند. این کمپانی تولید کننده محصولات ورزشی در حال حاضر بهترین در دنیاست و به دنبال آن برند های آدیداس و پوما قرار می گیرند.

لوگو و نام گذاری نایک

نام نایک از الهه پیروزی یونان الهام گرفته شده که علاوه بر پیروزی، نماد سرعت و قدرت نیز است. لوگوی این نام تجاری هم، امروزه به اندازه صلیب مسحیان و لوگوی مک دونالد در دنیا شناخته شده  است. لوگوی نایک، نماد جنبش، پویایی و فعالیت بدنی است.

 آنچه کمتر درباره لوگوی این نام تجاری شاید شنیده باشیم، این است که این لوگو بال الهه پیروزی یونان را که نام نایک از آن الهام گرفته، با لطافت و ظرافت به تصویر می کشد. این لوگو را کارولین داویدسون در سال 1971 در اصل برای نام سابق نایک، یعنی روبان آبی ورزش طراحی کرد.

کارولین به عنوان طراح گرافیک با دستمزد دو دلار در ساعت برای روبان آبی ورزش کار می کرد و طرح ه ای پیشنهادی زیادی را به کمپانی ارائه داد، که از میان آنها لوگوی کنونی انتخاب شد و در نهایت دستمزدی برابر با 35دلار ناقابل دریافت کرد که در مقایسه با میلیارد ها دلار گردش مالی فعلی نایک به لطف این طرح، مبلغ بسیار جزئی است. اما به غیر از لوگوی معروف نایک، این کمپانی با لوگوی های دیگری مثل Jumpman برای محصولات ورزشی مایکل جردن و بسیار کمیاب تر برای محصولات PinWheel در دنیا شناخته می شود.

شعار نایک

شعار نام تجاری نایک، «فقط انجام بده» یا Just do it طراحی شده توسط آژانس تبلیغاتی Wieden+Kennedy بیش از 25سال است که در رده معروف ترین شعار های تبلیغاتی در دنیاست. شعار تبلیغاتی به نایک کمک کرد تا بین سال های 1988 تا 1998 سهم بازار نایک از 18به 43درصد افزایش پیدا کند. با این حال منشا این شعار به مراتب بیشتر شاعرانه به نظر می رسد تا ورزشی. داستان به وجود آمدن شعار نایک جالب است. نایک، اعتقاد زیادی به تبلیغات نداشت.

اما با شروع رقابت با «ریباک» که روند رو به رشد بسیار بالایی در اواسط دهه    80 میلادی داشت، این کمپانی شروع به همکاری با یک آژانس تبلیغاتی کوچک به نام «وایدن و کندی» در پورتلند، اورگان کرد. خالق این شعار، Dan Wieden در یک کنفرانس در آفریقای جنوبی در سال 2015، از ایده آن پرده برداشت که هدف از خلق این شعار، سلطه بر نام تجاری ReeBok در بازار تجهیزات ورزشی بود.

برای این منظور Widen با همکاری تیمش پنج فیلم تبلیغاتی تولید کرده بود که ارتباط چندانی به هم و حتی به ورزش نداشتند. از قضا، در شهری که نایک مستقر شده بود، قاتلی متهم به قتل های زنجیره ای محکوم به اعدام شده بود که به عنوان آخرین کلمات خود در لحظه اجرای حکمش گفته بود: «انجام بدید» که بعد ها وایدن با الهام از این جمله، آن را کمی تغییر داد و شعار «فقط انجام بده» را در راستای ایجاد یک نقطه تفاوت شعاری بین ریباک و نایک بسیار مفید واقع شد.

تمرکز ریباک روی شور و شوق ایروبیک بود، اما نایک بدون در نظر گرفتن سن، جنس و میزان آمادگی جسمانی و تناسب اندام، همه مردم را مخاطب قرار داد و با این شعار باعث شد که مخاطبان، این برند را بیش از یک لباس ورزشی و در سطح مد ببینند.

 با وجود اینکه فیل نایت، از بنیان گذاران نایک به شعار و به طور کلی تبلیغات اعتقادی نداشت و گفته بود که ما به چنین شعار بدی نیاز نداریم،  اما از نگاه مجله Campaign این شعار به عنوان یکی از موفق ترین و تواناترین شعار های قرن بیستم انتخاب شد.

استراتژی نایک در کسب و کار

یکی از عوامل موفقیت این شرکت مهارت  کمپانی نایک و مدیران بازاریابی اش است. این شرکت استراتژی پیچیده ای در طراحی، تولید و فروش محصولات خود برای ورزشکاران از سراسر دنیا دارد، به طوری که تبدیل به یکی از نام های تجاری نوآور در بازاریابی ورزشی شده  است؛ نخست، موفقیت های شرکت در سایه تولید و عرضه کفش های بسکتبال به دست آمد که از نظر فنی نسبت به کفش های رقیب برتر بود و توانست نظر ورزشکارانی را به خود جلب کند که به سبب نبود نوآوری در وسایل ورزشی مستاصل شده بودند. شرکت نایک توانسته است تا امروز، در صحنه نوآوری، تولید و عرضه محصول در این صنعت پیشرو باقی بماند.

در حال حاضر شرکت نایک به این امر آگاه است که بازاریابی چیزی بیش از تبلیغ و ترویج برتر و دادن امید و نوید است و تا جایی که این شرکت، سالانه صد ها میلیون دلار به تبلیغات ویژه خود که شامل تولید محصولات خاص نیز می شود، اختصاص می دهد. نایک می داند یک بازاریابی قوی و وعده های تبلیغاتی بسیار موثرتر از هر ایده پرطرفداری دیگری می تواند مخاطب را به سوی خود جذب کند. بازاریابی خوب از نگاه کمپانی نایک، ارائه خدمات برتر به صورت مداوم به مشتریان است. 

بزرگ ترین فاکتور قابل کنترل در موقعیت بی نظیر نایک، شیوه برخورد با مشتریان است. نایک تمام مشتریان به ویژه عاملان بزرگ نظیر کفش فروشی ها را غنی ساخت در صورتی که ریباک در ایجاد روابط مناسب نه  تنها تلاش نکرد بلکه با آنها برخورد خودپسندانه داشت. نایک، روی مشتریان خود تمرکز می کند و ارتباط خود را با آنها همیشه در سراسر دنیا حفظ کرده  است.

میزان ارتباط این کمپانی با ورزشکاران نخبه و مصرف کنندگان عادی همیشه در بالاترین سطح خود نگه داشته شده  است. نایک همیشه در پی توانمند سازی افراد در رسیدن به بهترین شکل فیزیکی و روانی است و حتی شعار این شرکت با عنوان فقط انجامش بده هم گویای همین واقعیت است.

یکی دیگر از کلید های موفقیت  نایک، تولید محصولات با کیفیت است و محصولات این شرکت با زندگی روزمره مردم عادی و ورزشکاران عجین شده است.این شرکت به دنبال توسعه پایدار محصولات خود است و به تکنولوژی علاقه زیادی دارد.

تکنولوژی هایی نظیر ضد رطوبت، ضد بو و عرق و غیره به مصرف کنندگان محصولات نایک این امکان را می دهد که همیشه محصولاتی منحصر به فرد و همراه با نوآوری های روز در اختیار داشته باشند. در واقع هدف نایک، بهبود سلامت و کیفیت مصرف کننده بوده که به آن وفادار است.

تبلیغات، پشتوانه نایک

تلویزیون، رسانه ای تبلیغاتی است که نایک سرمایه گذاری گسترده ای روی آن انجام داده است. با ساخت تبلیغات پرهزینه و بی عیب و نقص در فرمت های طولانی این کمپانی همیشه خود را در صدر بهترین کمپانی ورزشی در دنیا نگه داشته است.

برای مثال در سال 2010، برای رقابت های جام جهانی فوتبال بیش از 25میلیون دلار برای تبلیغ تلویزیونی که در آن ستاره های فوتبالی مثل کریستیانو رونالدو، وین رونی، فرانک ریبری، جرارد پیکه و... بودند هزینه کرد. یکی دیگر از نوآوری های نایک، حفظ ارتباط با مخاطبان و طرفداران خود به خصوص در دنیای مجازی است.

این نام تجاری بیش از 25 میلیون طرفدار در صفحه فیس بوک خود دارد و یکی از محبوب ترین برند ها در شبکه های مجازی به حساب می آید.
 


منبع : danstapub

مفهوم لوگو خودرو سازان

اساسا لوگو یا نشان بصری یک برند بخشی از هویت بصری یک برند محسوب می شود که ما وقتی آن را میبینیم مجموعه برداشت های مثبت یا منفی خود از آن برند را بخاطر می آوریم. بنظر می رسد در پس برخی ار برند ها داستانی نهفته است که به نظر جالب می آید.

- مرسدس 

پیشینه

دو شریک تجاری قدیمی به نام‌های گاتلیب دایملر و ویلهلم مایباخ پایه گذاران مرسدس بنز بودند. مرسدس نام دختر بزرگتر مایباخ است و واژه بنز هم از ادغام بنز و Cie در سال 1926 گرفته شده است.

لوگو  BENZ

این لوگو تصویر یک ستاره سه پر و نشان دهنده برتری آن در زمین، دریا و آسمان است.

 

- سوبارو

پیشینه

سوبارو یکی از مجموعه‌های اصلی حمل و نقل ژاپن به شمار میرود. سوبارو در ساخت وسایل نقلیه دو دیفرانسیل به خصوص سوبارو فارستر و اوت بک تخصص دارد.

SUBARU LOGO

این لوگو برگرفته از Pleiades هفت خوشه معروف صورت فلکی تاروس است. 
 

- شورولت

پیشینه

سوم دسامبر 1911 لوییس شورولت و پایه گذار برکنار شده جنرال موتورز، ویلیام سی. دورانت، شرکت شورولت را بنیان نهادند و هفت سال بعد جنرال موتورز آن را خریداری کرد.


Chevrolet logo
 

طراحی لوگوی شورولت در گذر زمان دست خوش تغییراتی شده است. بر روی برخی از این طرح واژه »شورولت« وجود داشت و از روی برخی دیگر حذف شد. در برخی طراحی‌ها هم اشکال دیگری در پیرامون آن قرار گرفت.

 

- لکسوس 

پیشینه

لکسوس بخش وسایل نقلیه لوکس تویوتا، غول خودروسازی ژاپنی است و در سال 1989 در آمریکا و کانادا راه اندازی شد. این شرکت، پر فروش‌ترین برند خودروی لوکس در آمریکا و ژاپن است.

LEXUS LOGO CAR
طراح این لوگو، شرکت مولی دیزانز و هانتر کامیونیکیشن بود. برخی از مقامات شرکت تویوتا مدعی بودند که برند لکسوس بر اساس دستورکارهای سخت گیرانه طراحی و فرمول‌های دقیق ریاضی تصویر سازی شده است.  

- ب ام و 

پیشینه

ب ام و (Bavarian Motor Works) شرکتی آلمانی و یکی از تولیدکنندگان اصلی خودرو و موتوسیکلت در جهان است. ب ام و در سال 1916 پایه گذاری شد و شرکت مادر برندهای خودرویی مینی و رولز رویس نیز است.

BMW LOGO CAR

 لوگوی این شرکت که معمولا به عنوان »roundel »شناخته میشود، در سال 1917 طراحی شد. از شواهد به نظر میرسد که لوگوی »ب ام و« برای نشان دادن اصالت شرکت طراحی شده است، رنگ‌های آبی و سفید نشان دهنده رنگ‌های ملی ایالت باواریاست ولی ابتدا این لوگو به پروانه‌ی هواپیما که در سرعت‌های بالا می‌چرخد اشاره دارد.
 

- فراری 

پیشینه 

انزو فراری در سال 1929 این شرکت را پایه گذاری کرد. شرکت فراری از نظر شرکت در مسابقات به خصوص فرمول یک شناخته شده است. خودروهای جاده‌ای فراری عموما به عنوان نماد سرعت، لوکس بودن و ثروت در نظر گرفته می‌شوند.

FERRARI LOGO CAR 

 

لوگوی فراری با تصویری که قهرمان ایتالیایی جنگ جهانی اول بر روی هواپیمایش نقاشی کرده بود، ارتباط دارد. فراری پس زمینهای به رنگ زرد قناری را به این تصویر افزود که رنگ زادگاه وی یعنی مودناست.
 

- ولکس واگن

پیشینه 

در سال 1937 پایه گذاری شد. از نظر تاریخ نویسان، پایه گذاری شرکت فولکس واگن هم زمان با پایان رکود اقتصادی جنگ جهانی اول آلمان بود.

Volkswagen LOGO CAR

 

لوگوی فولکس واگن طی 70 سال تغییراتی کرده است. هرچند در مورد منشا اولیه لوگو اخلاف نظر وجود دارد، اما بر اساس پیشینه فولکس واگن، اولین لوگوی این شرکت را فرانتس ژاویر رایمسپیس در سال 1938 در یک مسابقه رسمی طراحی کرد. این لوگو بعد از جنگ جهانی دوم تا اندازه‌ای کامل شد. یکی از تغییرات در طرح نهایی افزودن رنگ بود (اوایل بخش عمده لوگو به رنگ سیاه بود).
 

- آئودی 

پیشینه 

آئودی AG تولیدکننده آلمانی خودرو است که در سال 1909 پایه گذاری شد. نام شرکت مترادف با عبارت "vorsprung durch technik" به معنای کسب مزیت از راه فن آوری است. یکی از زیباترین لوگوهای صنعت خودروسازی به آئودی تعلق دارد که آن هم به تاریخ پرسروصدای شرکت بازمی‌گردد که توضیح دادن آن بسیار سخت است. 

AUDI LOGO CAR

لوگوی چهار حلقه آئودی نمایانگر ادغام چهار تولیدکننده وسایل نقلیه حرکتی در سال 1932 است: آئودی، Horch، DKW و Wanderer

 

- پورشه 

پیشینه 

پورشه یک تولیدکننده خودروی آلمانی است که توسط فردیناند پورشه در سال 1931 پایه گذاری شد. دفتر مرکزی این شرکت در اشتوتگارت، آلمان واقع شده است، پورشه در تولید خودروهای اسپرت لوکس تخصص دارد. پورشه یکی از رؤیایی‌ترین برندهای دنیاست. خواه 911 باشد یا ماکان، پانامرا باشد یا کیمن کوپه، محصولات اسپورت این شرکت در قلب هر فرد دوستدار خودرویی جای دارند. 

PORSCHE LOGO CAR

 

فردیناند پورشه و تیمش این لوگو را در اوایل دهه 1950 طراحی کردند. طراحی این آرم یادآور پیشینه ورتمبرگ بادن، ایالت سابق جمهوری فدرال آلمان است. این لوگو با شاخ‌های شکل گوزن و رنگ‌های تشریفاتی قرمز و سیاه به منظور تمجید از شوابن، خانه دوم خانواده پورشه طراحی شد. اسب سیاه بر روی سپر زرد رنگ مظهر قدرت پیشروی و نشان متمایز اشتوتگارت است.

- میتسوبیشی

logo mitsubishi car

کار خود را با برند مشکل‌دار ژاپنی شروع می‌کنیم. حداقل در آمریکای شمالی میتسوبیشی چندین دهه است که در تقلا بوده و به خاطر مسائل کیفیتی سؤال‌برانگیز و محصولاتی با استانداردهای ضعیف زیر فشار بوده است. در حال حاضر این شرکت حتی سدانی میدسایز در سبد محصولات خود نداشته و نمی‌تواند در چنین بخش بزرگی از بازار رقابت نماید.

هنوز هم علیرغم عملکرد ضعیف نمایشگاهی، میتسوبیشی لوگویی جذاب داشته که از نظر گرافیکی ساده و بسیار واضح است. "میتسو” در زبان ژاپنی به معنی سه و "هیشی” به معنی شاه بلوط آبی و نشان دهنده‌ی شکل الماس است بنابراین این لوگو ترجمه تحت‌اللفظی نام میتسوبیشی است که معنی "سه الماس” را می‌دهد.

 

- استون مارتین

logo aston martin car

دیگر خودروسازی که لوگوی جذابی دارد اهل انگلستان است. استون مارتین بی‌شک سازنده‌ی برخی از خودروهای استثنایی این صنعت بوده اما لوگوی آن نیز واقعاً جذاب بوده و از بال‌هایی شیک و کشیده به همراه درج نام شرکت در تقریباً مرکز خودرو تشکیل شده است. جالب آنکه استون مارتین این لوگو را در نمای عقبی برخی مدل‌ها بکار برده جایی که چراغ‌های عقب برخی مدل‌ها از این لوگو تقلید کرده‌اند.

 

- سیتروئن

لوگو سیتروئن

نه‌تنها این شرکت استحقاق دریافت جایزه برای ادغام حرف در نام خود را دارد بلکه باید به خاطر داشتن لوگویی جذاب نیز تحسین شود. بله لوگوی هشت دوبل این خودرو نه‌تنها از نظر گرافیکی جذاب است بلکه به ریشه‌های شرکت نیز اشاره دارد. این نشان به الگوی چرخ‌دنده چپ و راست (هارینگ‌بون) مربوط است، طراحی‌ای که قابل مقایسه با دنده‌های حلزونی شکل است. ظاهراً مؤسس سیتروئن آقای اندره سیتروئن این اختراع هوشمندانه را زمانی که در لهستان بود به ثبت رسانده است.

 

- مزدا

9infwod3ln939190hqgd.jpg

پنجمین خودروساز دارای لوگویی زیبا باز هم از ژاپن است. لوگوی مزدا با حالت کرومی درخشان ساده و جذاب است. به‌طور واضح می‌توان نمای حرف M را در آن دید اما این ترکیب همچنین چیزی بیش از شباهت به حرف اول نام مزداست. افرادی که نگاه عمیقی دارند می‌توانند پرنده‌ای را در حال پرواز ببینند که بال‌های خود را باز کرده است.

 

- آلفارومئو

logo alfaromeo car

دیگر خودروساز کار بلد با لوگویی واقعاً زیبا آلفارومئو است. درست همانند پورشه، نشان این شرکت نیز از سمبل‌های نظامی مختلفی تشکیل شده است. بخش قرمز غالب این لوگو نشان دهنده‌ی شهر میلان و محل تولد شرکت است؛ اما بخش مار نشان این لوگو به خانه‌ی Visconti (خانواده‌ی اصیل ایتالیایی) اشاره دارد.

 

راز موفقیت افراد ثروتمند از نگاه بیل گیتس

ثروتمند شدن مخصوص آدم های موفق نیست، مردم عادی نیز می توانند به رویای میلیاردر شدن و موفقیت دست یابند. فقط کافی است راز موفقیت افراد ثروتمند را دانسته و آن را الگوی کار خود قرار دهند.

شاید رویای ثروتمند شدن به شیوه افرادی مانند «بیل گیتس» برای همه دست یافتنی نباشد، اما همه این امکان را دارند تا ظرف مدت مشخصی میلیاردر شوند منتها این امر مستلزم نهادینه کردن برخی عادت های پولی نظیر کم خرج کردن و بیشتر پس انداز کردن است.

بیل گیتس در سن 43 سالگی ثروتمندترین مرد جهان بود. او از سن 20 سالگی تاکنون رئیس شرکت مایکروسافت بوده است. گیتس با دگرگونى مایكروسافت و تبدیل آن به یك بازیگر مهم در صنعت كامپیوتر و استفاده از جایگاه برتر جدید براى ایجاد بسترى جهت رشد خیلى زیاد در برنامه هاى كاربردى فكر خود را به منصه ظهور گذاشت.

گیتس از همان ابتدا و خیلى زود دریافت كه اگر بخواهد فكرش را به نتیجه برساند، لازم و ضرورى است كه یك استاندارد صنعتى ایجاد شود. او همچنین مى دانست كه اگر هركسى زودتر و قبل از همه به آنجا برسد فرصت و شانس مهم ترى براى داشتن قدرت در صنعت كامپیوتر خواهد داشت. 

ثروت گیتس به اندازه ای است که خارج از درک ما است و کنجکاوی ما را برمی انگیزد، اما آنچه مهم است شیوه کسب و کار گیتس است که در آن گیتس به مدیران می گوید: «به همه کسب و کارها هشدار می دهم که حتی اگر تاکنون در صنعت خود بی رقیب هستید، ممکن است به زودی مورد هجوم بازیگران دادوستد اینترنتی قرار بگیرید.»

در واقع گیتس در شیوه كسب و كار خود به مدیران توصیه مى كند كه با «الگوى زندگى اینترنتی» آشنا شوند؛ «دست هاى خود را به كار اندازند! باید با پست الكترونیك و دیگر ابزار دیجیتالى كار كنند و با روش كار آنها خوب آشنا شوند. باید به چشم ببینند كه «سایت» اینترنتى رقیبان چگونه است. باید خود از كاربران اینترنت شوند. چندین كتاب در این زمینه بخوانند و سفر با شبكه جهانى را آغاز كنند.»

راه ثروتمند شدن از طریق برنامه های تبلیغاتی تلویزیونی طی نمی شود چراکه این تبلیغات تلویزیونی قصد دارند به شما القا کنند که تنها از طریق «خرید کردن» ثروتمند می شوید نه «پس انداز کردن».

متاسفانه، تنها نتیجه برنامه های تبلیغاتی، گودی زیر چشم به دلیل کم خوابی است! بنابراین، اگر وقت و پول خود را برای رفتن به این سمینارهای ثروت یا خرید نوارهای ویدئویی در این رابطه صرف کنید، تنها چیزی که نصیب تان می شود «بدهی بیشتر» است.

حقیقت این است که اگر آن قدر خوش شانس باشید که ثروت هنگفتی به ارث ببرید، می توانید مسیر خود را به سمت رفاه پیش ببرید، اما درحالی که شاید شیوه «بیل گیتس» برای تبدیل شدن به یک فرد سوپرپولدار دست نیافتنی به نظر برسد ولی میلیاردر شدن، قطعا برای کسانی که از سنین جوانی شروع به تقویت عادات صحیح می کنند، دست نیافتنی نیست. البته هر فرد در هر سنی می تواند عادات کاهش بدهی و افزایش ثروت را در خود تقویت کند.

جیسون فلوری، مدیر یک گروه مشاوره ای ارث و میراث می گوید: بخشی از فرهنگ ما می گوید که برای رسیدن به چیزی اول باید ادای آن را در آورد. مثلا برای ثروتمند شدن اول باید ادای ثروتمندان را درآورید، اما بدهی همیشه مردم را از رسیدن به این موفقیت بازمی دارد. آنها اغلب بدهی به بار می آورند و برای همیشه زیر بار قرض می روند. درحالی که خرج کردن کمتر از درآمدی که کسب می کنیم، داشتن شیوه زندگی متعادل و بسنده نکردن به یک موفقیت و پیشرفت، بهترین راه برای رسیدن به ثروت است.

اهمیت انتخاب

فلوری توصیه نمی کند خانه خود را با مبلمان بی کیفیت پلاستیکی بپوشانید، یا هرشب شام نان و پنیر بخورید، اما سوال اینجاست که آیا واقعا نیازی هست که فلان ماشین گران قیمت را که داشتن آن مستلزم رفتن زیر قرض و پرداخت چندین سال قسط است، داشته باشید؟ آیا بهتر نیست به جای سرمایه گذاری پول خود برای کالایی که روزبه روز فرسوده می شود و قیمت آن افت می کند، آن را برای کالایی که ارزش آن روزبه روز افزایش می یابد، سرمایه گذاری کنید؟

طرح ریزی یک برنامه مالی مکتوب

تنها گفتن این جمله که می خواهم ثروتمند شوم کفایت نمی کند بلکه باید یک برنامه مدون داشته باشید و آن را روی کاغذ بیاورید.

داشتن یک برنامه مالی مکتوب تخمین می زند که چقدر باید درآمد داشته باشید و چه میزان از آن را سرمایه گذاری کنید. این برنامه، تنها یک هدف نیست بلکه یک پکیج کامل از رویاها، اهداف و انتخاب ها و گزینه هاست.

پس انداز، پس انداز و بازهم پس انداز

نتیجه نهایی برنامه مالی باید منجر به سرمایه گذاری سیستماتیک شما شود. بنابراین، عادت به پس انداز را نهادینه کنید. برای خود یک صندوق پس انداز اضطراری ایجاد کنید بنابراین در مواقع ضروری مجبور نیستید تا به سرمایه گذاری یا پس انداز خود ناخنک بزنید.

کمتر از برج، خرج کنید

خود را تبدیل به یک تابلوی تبلیغاتی متحرک برای برندهای مشهور نکنید. همچنین اجازه ندهید که هزینه های خانه و خودرو مثل خوره به جان بودجه شما بیفتند.

پول خود را به جریان بیندازید

پول، پول می آورد اما این به آن معنی نیست که باید خیلی سرمایه گذاری کنید بلکه کافی است یک حساب سرمایه گذاری مشترک در یک کمپانی باز کنید یا در سرمایه گذاری سهام خود تنوع هوشمندانه ای به وجود آورید. به این ترتیب شاهد سالانه 8 تا 10درصد سود در سرمایه گذاری خود خواهید بود.

کسب و کار خودتان را راه بیندازید

نویسندگان کتاب «همسایه میلیاردر؛ رازهای شگرف ثروتمند آمریکایی» اظهار می کنند که دوسوم میلیاردرها برای خودشان کار می کنند و 75درصد آنها کارآفرین هستند. باقی این افراد را افراد حرفه ای در مشاغلی نظیر پزشکی و حسابداری تشکیل می دهد. بنابراین، بهتر است به ارث بردن ثروت را فراموش کنید زیرا این کارآفرینان هستند که بیشترین ثروت را تولید می کنند. بسیاری از میلیاردرها خودشان دارایی و ثروت شان را افزایش داده اند.

از مشاوره افراد حرفه ای و کارشناس غافل نشوید

 

یک برنامه ریز مالی خوب می تواند به شما کمک کند تا در بورس بهتر سرمایه گذاری کنید و ضمن انتخاب سهام پربازده، سهام زیان ده را دور بریزید. البته استفاده از یک مشاور خبره مستلزم این نیست که کلا کنترل همه چیز را از دست بدهید اما تنها باید رابطه خوبی را با فردی که در موارد پیچیده خبره است، برقرار کنید.

یافتن یک مشاور خبره و قابل اعتماد می تواند سود شما را چند برابر کند، اما اگر نمی توانید از پس هزینه های مشاور مالی برآیید باید بدانید بسیاری از آنها حاضرند برای یک بار روند سرمایه گذاری بورسی شما را بررسی کرده و به شما پیشنهادات مناسبی ارائه کنند. نتایج یک مطالعه نشان می دهد 71درصد از افرادی که دارای سرمایه چندده میلیاردی هستند مشاور مالی دارند.


 

برند ZARA چگونه از نامش درآمد می سازد.

ZARA چطور از برندش پول در می‌آورد

چنانکه پیش از این هم شرح آن رفت، آمانسیو اورتگا، رئیس شرکت اسپانیایی Inditex درابتدای روز جمعه هفته گذشته با کنار زدن بیل گیتس، برای نخستین بار و تنها به مدت دو روز ثروتمندترین مرد جهان شد. او که یک خیاطی کوچک خانوادگی را به بزرگ ترین شرکت اسپانیا تبدیل کرد، توانست در زمانی که شرکت های فناوری حرف اول را در جهان می زنند این عنوان را در کوتاه مدت کسب کند.

عنوان ثروتمندترین مرد جهان خیلی زود با بالا رفتن 10درصدی ارزش سهام شرکت مایکروسافت دوباره در انتهای این روز به صاحب اصلی این سال هایش یعنی بیل گیتس رسید، اما از همان صدرنشینی کوتاه مدت در اسپانیا به عنوان نقطه عطف یاد شد.

آقای اورتگا در این نصف روز با 79.9 میلیارد دلار، بالاتر از بیل گیتس با 79.3 میلیارد دلار قرار گرفت.

شرکت آقای اورتگا صاحب هشت برند بزرگ در صنعت پوشاک از جمله ZARA،Massimo Dutti, Bershka و Pull and Bear است که تحت کنترل شرکت Inditext فعالیت می کنند. Inditex برای فروش یک استراتژی مهم دارد و آنfast fashion یا مد سریع است.

مد سریع یعنی طراحی و تولید لباس ها در تعداد محدود و در سریع ترین زمان ممکن با هدف هماهنگ بودن با آخرین روندها و تغییرات. این لباس ها تقلیدی مقرون به صرفه از طراحی های کت واک هستند که ظرف دو هفته تولید و به بازار عرضه می شوند. این باعث می شود خریداران با اشتیاق به سمت لباس هایی بروند که هم مد روزند و هم به سبک لباس های کت واک طراحی، تولید و عرضه می شوند. در برندهای متعلق به شرکت آقای اورتگا چیزی که به شدت موردتوجه است، واکنش خریداران نسبت به طراحی هاست. در این شرکت به بازخوردی که از خریداران گرفته شده، توجه زیادی می شود تا مشتری با رضایت خرید کند.

آقای اورتگا هم راه و رسم خاص خودش را برای درآمدزایی و عرضه برند خود دارد. به گفته یکی از مدیران سابق شرکت Index  اگر او با یک فروشنده صحبت کند و از صحبت کردن با او خوشش بیاید، به حرف های او بیشتر از مدیران خود اهمیت می دهد.

Inditex  فروش برندهای مشهور و جهانی خود را به فروشگاه های بزرگ و کوچک در گوشه و کنار دنیا محدود نکرده و به گسترش پلتفرم فروش آنلاین خود ادامه می دهد. فروشگاه های آنلاین این شرکت در 10 بازار جدید به ویژه شرق اروپا به تازگی کار خود را آغاز کرده اند. اما مهم تر از اول بودن یا نبودن آقای اورتگا در فهرست ثروتمندترین های جهان، این است که سهام شرکت او در سال جاری میلادی 40 درصد افزایش یافت. او اکنون صاحب 59/3 درصد از سهام شرکت Inditex  است.

این شرکت همچنین در سه ماهه نخست سال جاری میلادی موفق شد عملکردی فراتر از پیش بینی ها داشته باشد و 12درصد بیشتر از انتظارات سود به دست آورد. انتشار این خبر درباره این شرکت که بیشترین فروش را در میان برندهای پوشاک دارد، هم سرمایه گذارها را خشنود کرد و هم ارزش سهام این شرکت را 3 درصد بالا برد.

Inditex اعلام کرد فروش خالص این شرکت در سه ماهه منتهی به آوریل از 4/37 میلیارد پوند در سال گذشته به 4/88 میلیارد پوند در سال جاری رسید و درآمد خالص شرکت نیز با افزایش 6درصدی به 554میلیون پوند رسید.

Inditex در سال 1963 کار خود را آغاز و در سال 2001 سهام آن در بورس مادرید عرضه شد. این شرکت که صاحب هشت برند معتبر جهان است، در سه ماهه منتهی به آوریل، 71 فروشگاه در 31 بازار گوناگون افتتاح کرد که جمع فروشگاه های این شرکت را به 7 هزار و 85 فروشگاه در سراسر جهان رساند.

یکی از این فروشگاه ها، شعبه ای بزرگ از برند ZARA در نیویورک است که برای خود پرچمدار محسوب می شود. این یکی از استراتژی های این شرکت اسپانیایی است که در مناطق شلوغ، پررفت وآمد و شناخته  شده، فروشگاه های بزرگ به عنوان پرچمدار باز کند.


منبع : fortunet financial times
مترجم: سارا گلچین

محدودیت ذهنی

محدودیت ذهنی

درمتن زیر نتیجه ی آزمایشات ِایجاد محدودیت برای برخی موجودات زنده عنوان شده، بسیار جالب است ، حتما بخوانید، براستی آنچه تا کنون درباره ناتوانیهای ما به ما گفته شده چه تاثیر عمیق و پنهانی بر ما ذهن ما دارد:
 نتیجه آزمایشات بر حيوانات به سادگی به ما نشان می دهند که چطور محدوديتهای ذهنی تحميل شده از طرف محیط بر ما تاثیر می گذارد.
آزمایشات انجام شده بر کَک، فيل و دلفين مثال خوبی هستند:
ککها حيوانات کوچک جالبي هستند آنها گاز می گيرند و خيلي خوب می پرند آنها به نسبت قدشان قهرمان پرش ارتفاع هستند .
اگر يک کک را در ظرفی قرار دهيم از آن بيرون می پرد . پس از مدتي روی ظرف را سرپوش مي گذاريم تا ببينيم چه اتفاقی رخ مي دهد .
کک می پرد و سرش به در ظرف می خورد و  پايين می افتد . دوباره می پرد و همان اتفاق مي افتد! اين کار مدتی تکرار میکند . سر انجام در ظرف را بر می داريم و کک دوباره می پرد ولی فقط تا همان ارتفاع!
سرپوش برداشته شده درست است و محدوديت فيزيکي رفع شده است ولی کک فکر می کند اين محدوديت همچنان ادامه دارد!
فيلها را مي توان با محدوديت ذهني کنترل کرد .
پاي فيلهای سيرک را در مواقعي که نمايش نمي دهند می بندند .
بچه فيلها را با طنابهای بلند و فيلهای بزرگ را با طنابهای کوتاه به نظر مي آيد که بايد بر عکس باشد زيرا فيلهای پرقدرت به سادگی می توانند ميخ طنابها را از زمين بيرون بکشند ولی اين کار را نمي کنند !
علت اين است که آنها در بچگی طنابهای بلند را کشيده اند و سعی کرده اند خود را خلاص کنند و سرانجام روزی تسليم شده دست از اين کار کشيده اند!
از آن پس آنها تا انتهای طناب می روند و مي ايستند آنها اين محدوديت را پذيرفته اند.
دکتر ادن رايل يک فيلم آموزشی در مورد محدوديتهای تحميلي تهيه کرده است . نام اين فيلم "میتوانيد بر خود غلبه کنيد " است
در اين فيلم يک نوع دلفين در تانک بزرگي از آب قرار مي گيرد نوعي ماهی که غذای مورد علاقه دلفين است نيز در تانک ريخته مي شود .
دلفين به سرعت ماهيها را مي خورد . دلفين که گرسنه مي شود تعدادي ماهي ديگر داخل تانک قرار ميگيرند ولي اين بار در ظروف شيشه اي دلفين به سمت آنها مي آيد ولي هر بار پس از برخورد با محافظ شيشه اي به عقب رانده مي شود پس از مدتي دلفين از حمله دست مي کشد و وجود ماهيها را نديده مي گيرد .
محافظ شيشه اي برداشته مي شود و ماهيها در داخل تانک به حرکت در مي آيند آيا مي دانيد چه اتفاقي مي افتد ؟
دلفين از گرسنگي مي ميرد غذاي مورد علاقه او در اطرافش فراوان است ولي محدوديتي که دلفين پذيرفته است او را از گرسنگي مي کشد .
از آنجا که نحوه ی عملکرد مغز جانوران از این نظر بسیار شبیه به هم است ما  میتوانيم از اين آزمايشات بفهمیم که ما هم محدوديت هايی را می پذيريم که واقعی نيستند.
به ما می گويند يا ما به خود می گوييم نمي توان فلان کار را انجام داد و اين برای ما يک واقعيت میشود محدوديتهای ذهنی به محدوديتهای واقعی تبديل می شوند و به همان محکمی!
باید این سوال مهم را از خود بپرسیم که:
چه مقدار از آنچه ما واقعيت می پنداريم، واقعيت نيست بلکه پذيرش ماست؟!
  دشواري دوام نمي آورد، اما انسان سخت كوش پردوام است. هلن کلر

به ساده ترین خواسته های مشتریان اهمیت جدی دهیم!

مطالبي را که مي خوانيد مکالمات تلفني واقعي ضبط شده در مرکز خدمات مشاوره مايکروسافت در انگلستان هست. در نگاه اول شاید موارد بسیار ساده، خنده دار و در بعضی موارد احمقانه به نظر آید ولی اگر از بعد دیگری به این مکالمات نگاه شود میتوان از آن چیزهای مفید و آموزنده ای درک کرد.

مرکز : چه نوع کامپيوتري داريد؟
مشتري : يک کامپيوتر سفيد...

مشتري : سلام، من "سلين" هستم. نمي تونم ديسکتم رو دربيارم
مرکز : سعي کردين دکمه رو فشار بدين؟
مشتري : آره، ولي اون واقعاً گير کرده
مرکز : اين خوب نيست، من يک يادداشت آماده مي کنم...
مشتري : نه ... صبر کن ... من هنوز نذاشتمش تو درايو ... هنوز روي ميزمه .. ببخشيد

مرکز : روي آيکن My Computer در سمت چپ صفحه کليک کن.
مشتري : سمت چپ شما يا سمت چپ من؟

مرکز : روز خوش، چه کمکي از من برمياد؟
مشتري : سلام ... من نمي تونم پرينت کنم.
مرکز : ميشه لطفاً روي Start کليک کنيد و ...
مشتري : گوش کن رفيق؛ براي من اصطلاحات فني نيار! من بيل گيتس نيستم، لعنتي!

مشتري : سلام، عصرتون بخير، من مارتا هستم، نمي تونم پرينت بگيرم. هر دفعه سعي مي کنم ميگه : "نمي تونم پرينتر رو پيدا کنم" من حتي پرينتر رو بلند کردم و جلوي مانيتور گذاشتم ، اما کامپيوتر هنوز ميگه نمي تونه پيداش کنه...

مشتري : من توي پرينت گرفتن با رنگ قرمز مشکل دارم
مرکز
: آيا شما پرينتر رنگي داريد؟
مشتري : نه.

مرکز : الآن روي مانيتورتون چيه خانوم؟
مشتري : يه خرس Teddy که دوست پسرم از سوپرمارکت برام خريده.

مرکز : و الآن F8 رو بزنين.
مشتري : کار نمي کنه.
مرکز : دقيقاً چه کار کردين؟
مشتري : من کليد F رو 8 بار فشار دادم همونطور که بهم گفتيد، ولي هيچ اتفاقي نمي افته...

مشتري : کيبورد من ديگه کار نمي کنه.
مرکز : مطمئنيد که به کامپيوترتون وصله؟
مشتري : نه، من نمي تونم پشت کامپيوتر برم.
مرکز : کيبوردتون رو برداريد و 10 قدم به عقب بريد.
مشتري : باشه.
مرکز : کيبورد با شما اومد؟
مشتري : بله
مرکز : اين يعني کيبورد وصل نيست. کيبورد ديگه اي اونجا نيست؟
مشتري : چرا، يکي ديگه اينجا هست. اوه ... اون يکي کار مي کنه!

مرکز : رمز عبور شما حرف کوچک a مثل apple، و حرف بزرگ V مثل Victor، و عدد 7 هست.
مشتري : اون 7 هم با حروف بزرگه؟

يک مشتري نمي تونه به اينترنت وصل بشه...
مرکز : شما مطمئنيد رمز درست رو به کار برديد؟
مشتري : بله مطمئنم. من ديدم همکارم اين کار رو کرد.
مرکز : ميشه به من بگيد رمز عبور چي بود؟
مشتري : پنج تا ستاره.

مرکز : چه برنامه آنتي ويروسي استفاده مي کنيد؟
مشتري : Netscape
مرکز : اون برنامه آنتي ويروس نيست.
مشتري : اوه، ببخشيد... Internet Explorer

مشتري : من يک مشکل بزرگ دارم. يکي از دوستام يک Screensaver روي کامپيوترم گذاشته، ولي هربار که ماوس رو حرکت ميدم، غيب ميشه!

مرکز : مرکز خدمات شرکت مايکروسافت، مي تونم کمکتون کنم؟
مشتري : عصرتون بخير! من بيش از 4 ساعت براي شما صبر کردم. ميشه لطفاً بگيد چقدر طول ميکشه قبل از اينکه بتونين کمکم کنيد؟
مرکز : آآه..؟ ببخشيد، من متوجه مشکلتون نشدم؟
مشتري : من داشتم توي Word کار مي کردم و دکمه Help رو کليک کردم بيش از 4 ساعت قبل. ميشه بگيد کي بالاخره کمکم مي کنيد؟

مرکز : چه کمکي از من برمياد؟
مشتري : من دارم اولين ايميلم رو مي نويسم.
مرکز : خوب، و چه مشکلي وجود داره؟
مشتري : خوب، من حرف a رو دارم، اما چطوري دورش دايره بذارم؟

نتیجه گیری:
  1. کسی که با مشتری در تماس است در ابتدا باید شنونده خوب، صبور و بردبار باشد.
  2. تمامی مشکلات را جدی گرفته و حداکثر تلاش خود را برای رفع این مشکل که منجر به افزایش رضایت مشتری می شود بکار گیرد.
  3. نباید فکر کنیم که هر چیزی که در ذهن ماست همان چیزی است که در ذهن طرف مقابل است. به عبارت دیگر افراد دارای ادراک متفاوتی از مسائل پیرامون خود هستند.
  4. بعضی اوقات مسائل بسیار ساده منجر به ایجاد بحران های بزرگ می شود. نمونه های آن در تاریخ فراوان است بنابراین میبایستی به ساده ترین مشکلات مشتریان خود به دقت گوش دهیم تا تبدیل به مشکلات بزرگ و عدیده نشوند چرا که عدم رسیدگی به مشکلات ساده منجر به هزینه های بیشتر برای جبران خواهد شد.
  5. آنگونه فکر نکنیم که چون مکالمه به صورت تلفنی است پس مخاطب ما متوجه خیلی از مسائل در آنسوی خط نمی شود. مطمئن باشید انرژی مثبت یا منفی شما در آنسوی خط توسط مشتری به راحتی حس می شود. بنابراین پیشنهاد میشود افرادی که در این زمینه کار می کنند در مقابل خود یک آینه نصب کنند تا چهره خود را در زمان مکالمه ببینند و با لبخند با مشتریان مکالمه نمایند.
  6. نکته آخر اینکه فراموش نکنیم که مشتریان ما فقط کاربران و استفاده کنندگان محصولات ما هستند و دانش و اطلاعات آنها به اندازه ما از محصولاتمان نیست و طبیعی است که از نگاه ما سوالات آنان  ساده به نظر آید ولی همان سوالات برای آنان مشکل ایجاد کرده است. اگر آنها برای بکارگیری محصولات ما دچار مشکل هستند دلیل آن ضعف ارتباطی و اطلاع رسانی سازمان ماست پس میبایستی تا آنجایی که امکان دارد نسبت به آگاهی آنان برای لذت بردن از محصولات مان تلاش کنیم.

کوه را عشق کند نه فرهاد

این مطلب را کسی مینویسد که سالها با مدیرانی ایرانی همکاری داشته است که این مدیران فقط در کارتهای ویزیتشان مدیر ارشد بوده اند و به دلیل نداشتن درک صحیح از علم مدیریت عملا بطور خواسته یا ناخواسته جایگاه خود را در سازمان روز به روز تنزل داده و به قولی به جای پذیرفتن حقیقت قضاوت را پیشه کرده اند.

از دوره دبیرستان تصمیم به ادامه تحصیل در دانشگاه را نداشتم. همش فکر میکردم که دیپلم رو بگیرم و سربازی و بعدشم کار. پدر و مادر من همواره تنها چیزی که به ما میگفتند این بود. "درس بخوان!" راستش دیگه وقتی این جمله رو میشنیدم حالم بد میشد و از هر چی درس بود بیزار میشدم. به هر حال بعد از اخذ دیپلم راهی دوره مقدس سربازی شدم و امروز که در حوزه بازاریابی فعالیت میکنم قدر آن را بیشتر میدانم چرا که موضوع فرهنگ چه در داخل سازمان و چه بیرون آن بسیار تعیین کننده و حیاتی است. در دوره سربازی آدمهای جور واجوری رو دیدیم و تجربه کردم. بعضی ها به نان شب محتاج و بعضی ها حتی نمیدونستند برف چیه و تا حالا ندیده بودند. اما یک چیز را خوب فهمیدم اگر حتی به افراد با پایین ترین سطح اجتماعی  نیز احترام بگذاری نتیجه اش را در دراز مدت خواهی دید و بعدها فهمیدم که این موضوع یکی از ارکان بازاریابی است ولی نکته مهمی که فهمیدم این بود که میبایستی درس بخوانم و آن موقع بود که درک عمیقی نسبت به حرفهای پدر و مادرم پیدا کردم. در حین سربازی شروع به درس خواندن کردم تا در رشته مورد علاقه ام مدیریت پذیرفته شوم .در حین تحصیل با تحقیقات بازار آشنا شدم و یاد گرفتم که چگونه پروژه ها را مدیریت کنم. ولی هنوز از بازاریابی به شکل امروزی چیزی نمیدانستم. بر حسب تصادف با یکی از افراد آشنا با این رشته که امروز از دوستان صمیمی ام است آشنا شدم و به توصیه ایشان قدم در این راه نهادم چرا که به تشخیص ایشان من برای این کار ساخته شده بودم  ولی غافل از آنکه چه جهنمی در انتظار من است. جهنمی که توسط مدیران ارشد درست خواهدشد.

ادامه دارد...

ده وبلاگ برتر مدیران ارشد بازاریابی                               Top 10 CMO blogs on the planet


  :Top 10 CMO blogs on the planet

# 10: Randy Littleson — VP, Marketing, Kinaxis
# 9: Stefan Coucheir — Managing Director, Antenno
# 8: Steve Wilson — Sr. Director of Global Communications, McDonalds
# 7: Marcel Reichart — Managing Director Marketing & Communications, Hubert Burda Media
# 6: Michael Dunn — VP, Hearst Interactive Media
# 5: Frank Gens — Senior VP of Research, IDC
# 4: Michael O’Connor Clarke — VP of Business Development, Marqui, Inc.
# 3: Eric Kintz — VP of Global Marketing Strategy & Excellence, Hewlett-Packard Company
# 2: Randy Baseler — VP of Marketing, Boeing Commercial Airplanes
# 1: Steve Rubel — Senior VP, Edelman PR
  Ranked by their Technorati standing
Source: The New PR Wiki